خاطرات یک گیمر | قسمت دوازدهم
خاطره دانیال نوائیان – سردبیر مجموعه میهن گیم
با سلام خدمت تمامی کاربران عزیز میهن گیم . مدتی است که در این فکر هستیم تا به بخش های قدیمی این مجموعه جانی دوباره ببخشیم ولی مشغله های در کل زیاد است ولی خب بالاخره زمانش رسید . یکی از بخش های جالبی که این سایت دارا میباشد بخش خاطرات یک گیمر است که ممکن است برای خیلی از کاربران نیز جالب باشد که خاطرات یکی از دوستان یا همکاران یا آشنایان خود را از زبان خودش بشوند . امروز تصمیم بر این است که یکی از خاطرات خوب و یه یاد ماندنی خودم را که به بخش گیم نیز مربوط است برای شما بنویسم . با ما همراه باشید …
دقیقا یادم نمیاد چند سالم بود , یادم نمیاد کلاس چندم بودم , تنها چیزی که یادمه اینه که وضع سیستم مناسبی نداشتم . بازی هایی که بازی میکردم خلاصه شده بود تو چند تا بازی کم حجم و یه جی تی ای . خیلی هم با سیستم کار نمیکردم و اینترنت هم نبود ! تفریحات طبیعی خیلی بیشتر بود . یادم میاد آخر هفته ها پنج شنبه یا جمعه های هر هفته با خانواده میرفیتیم خونه ی پدر بزرگم . یکی از هم کلاسی هام که همسایه ی پدر بزرگم هم بود تازه کنسول Ps2 خریده بود . هنوز خیلی نگذشته بود که دیدم داره از کوچه رد میشه , منو دید و سلام کرد . بدون هیچ وقفه ای یک دفعه منو به خونشون دعوت کرد . در راه با هم چند کلامی هم صحبت شدیم و در باره ی بازی هایی که روی کنسولش داره صحبت کردیم . میگفت که تازه Ps2 رو خرید و بازی های زیادی نداره و فعلا دو تا بازی داره که یکیش فوتبال بود و اون یکی خون آشام ! خوشبختانه من در اون زمان حدس زدم که منظورش از خون آشام همون Resident Evil هستش . کنسول رو روشن کرد , بازی اویل ۴ توش بود . خیلی از بازی نرفته بود . همونطور که میگفت نمیتونست بازی رو ادامه بده و براش سخت بود . خیلی دلم میخواست یه امتحانی بکنم . اولین بارم بود که داشتم Ps2 بازی میکردم و هیجان خاصی داشتم. خوشبخاته بازی اویل ۴ عنوانی بود که در اون زمان هم از گرافیک فوق العاده ای بهرمند بود . چون زمان محدود بود میان پرده های بازی رو رد کردم . رسیدم به گیم پلی این بازی . هیجان داشتم , زیاد , رفیقم دکمه های بازی رو بهم یاد داد و منم شروع کردم به رفتن بازی . هنوز خیلی نرفته بودم که یهو دیدم قیافه ی رفیقم یه جوری شده ! حس تعجب … گفتم آقا قضیه چیه ؟ چرا خشکت زده ؟
گفت دقیقا همون جایی که من نمیتونستم برم رو رد کردی و تازه گلوله هم اضاف آوردی ! برام خیلی جالب بود که تونسته بودم یه ضرب اون مرحله رو رد کنم … حالا بین خودمون باشه اون مرحله خیلی هم سخت نبود !
دیگه وقتش شده بود کم کم برم … خداحافظی کردم و رفتم خونه ی پدر بزرگم . از همون موقع بود که علاقه ی خیلی زیادی به بازی های ترسناک و مخصوصا بازی اویل ۴ پیدا کردم !بعد از اینکه خودم Ps2 خریدم تمومش کردم و تا آخر رفتم اونم سه چهار بار فکر کنم . بعد از مدتی که دوباره رفیقم رو دیدم گفتم بازی رو چیکار کردی ؟ تمومش کردی ؟ گفت : نه ! مثل اینکه خیلی سخته نمیشه تمومش کرد ! منم در اون لحظه به افتخار استاد شینجی میکامی سکوت کردم !!!
ممنون از دانیال عزیز و صادق جان که زحمت این بخش رو کشیدن.
جالب بود بچه ها
ادامه بدید
وای اون زمان Ps2 خیلی چیز توپی بوده ها من یادمه هنوز که هنوز به اون سلطان کنسول ها می گن تو E3 هم بعضی از طرفدارای سونی کلاه Ps2 رو به سر کرده بودن . چه فازی داده خوش به حالت ماکه کلا اجازه ورود به هیچ کلوپی رو نداشتیم
آره واقعا PS2 عالی بود مخصوصا NFS Under Ground که توی کلوپ باهاش بازی میکردم.
دانیال عوضش من بیشتر زمان بچگیمو توی کلوپا PS میزدم.بیشترم Tekken بازی میکردیم.یادش بخیر واقعا …
از زمانی هم که PC خریدم دیگه طرف کلوپ و PS نرفتم.
خیلی جالب بود . مرسی
سکوت چه کار جالبی ببینم برای the evil vithin هم سکوت میکنی
همین الانشم کردم ! ;)
واقعا جالب بود خوشم اومد
اون قسمت سکوت اخرش خیلی جالب بود.خخخخ رفیقت عجب نوبی بوده
خاطره جالبی بود… ما که نسخه Ultimate Hd این عنوان رو گرفتیم انقدر کند بود نتونستم ادامه بدم!نمیدونم مشکل چی بود!
من Evil 4 رو روی هر پلتفرمی از موبایل گرفته تا Pc تموم کردم ! :|
جالب بود. ممنون.
این بخش یکی از برترین قسمت های سایت هستش
زیاد بزارین از این مطالب
ممنون بابت خاطره شیرین
ps2 هم یادش بخیر
خاطره ی زیبایی بود دانیال جان راستش منم این بازی رو تو کنسول
PS2 بازی کردم که بهترین نسخش هم بود خیلی حال میداد تازه مال من دوبله فارسی هم بود که توسط شرکت پردیس گیم دوبله شده بود و خلاطه بازی کردم و تا اخرشو بردم و یکی از بهترین بازیهایی بود که تو این کنسول تجربش کردم
یادش بخیر میرفتیم کلوپ مورتال کمبات shaolin monks رو دو نفره بازی می کردیم. چی فازی داشت
چرا برای عضو شدن تو سایتتون باید از ۷ خان رستم گذشت؟
یه وقت ربات نباشی ! :D