آخرین امید| نقد بازی Metro: Last Light

همیشه ارتباطی خاص بین بازی های ویدئویی و فیلم ها و سریال ها دیده می شود. فیلم ها و سریال های پرطرفدار به بازی تبدیل می شوند از آن طرف هم فیلم بازی های خوب ساخته شده و روی پرده می رود،اما کمتر در مورد ارتباط بین بازی و کتاب ها شنیده می شود.

مشخصات بازی :

  • عنوان:metro: last light
  • پلتفرم:PC،Xbox360،PS3
  • ناشر:Deep Silver
  • سازنده:۴A Games
  • سبک:تیر اندازی اول شخص/ترسناک

معمولا ما بیشتر شاهد نوشته شدن رمان هایی بر اساس یک بازی خاص به عنوان ابزاری برای بازاریابی یا بازگوکردن پس زمینه داستان و شخصیت ها بوده ایم که بعضی از آنها انصافا هم از سطح خیلی خوبی برخوردار هستند.بازی ها از رمان ها الهام می گیرند، ولی کمتر اتفاق افتاده که یک بازی بر اساس رمانی خاص ساخته شده باشد.

دو نسخه The Withcher و Metro از این دسته اند و اتفاقا هر دو مجموعه محصول اروپای شرقی، اولی لهستان و دومی روسیه هستند و توانسته اند به موفقیت و استقبال زیادی نزد منتقدان و طرفداران دست یابند.تا کنون دو جلد از رمان مترو با نام های ۲۰۳۳ و ۲۰۳۴ توسط دیمیتری گلوخوفسکی نگاشته شده است که هر دو برای مدت ها در صدر جدول فروش کتاب های روسیه قرار داشته اند.جلد سوم هم بر اساس نشانه ها و شواهدی که تعمدا در این بازی گذاشته شده، قرار است پاییز امسال منتشر شود و ۲۰۳۵ نام دارد.مترو : واپسین نور ادامه بازی قبلی یعنی مترو ۲۰۳۳ است. هر دوی این بازی ها بر اساس رمان اول ساخته شده اند اگرچه در واپسین نور سازنده ها کمی ایده ها و دید خود را نیز چاشنی کار کرده اند. مترو دنیای آخرالزمانی را به تصویر می کشد که بسیار باورپذیرتر از دنیاهایی است که در انبوه بازی ها و فیلم ها دیده ایم.

در اثر جنگ های هسته ای دنیا نابود شده و به علت شدت بالای تشعشعات، انسان های باقیمانده به ایستگاه های مترو پناه آورده اند و تلاش میکنند زندگی سخت و سگی خود در این راه های زیرزمینی را متمدن جلوه دهند.

آرتیوم، قهرمان داستان در انتهای بازی قبلی موفق شد با دادن مختصات آشیانه Dark One ها و بمباران آنجا، تمام آنها را بکشد،اما به نظر می رسد تنها یکی از آنها موفق شده جان سالم به در ببرد. این بازمانده نقشی اساسی در قصه واپسین نور ایفا می کند و تا بخش عمده ای از بازی، فارغ از تمام اتفاقات جذاب و دراماتیکی که بر سر آرتیوم می آید، پیدا کردن تنها بازمانده، الویت اصلی او به شمار می رود.

مترو حرص و طمع ما انسان ها را خیلی خوب به تصویر می کشد. با وجود این که روی سطح زمین و گاهی در تونل های مترو موجودات جهش یافته خطرناک وجود دارد و سکانس های رودرویی با آنها بار بخش  ترسناک بازی را به دوش می کشند، اما خطرناک ترین،مرگبار ترین و جدی ترین دشمن های شما خود انسان ها هستند! بله با این که از جمعیت کشوری چون روسیه تنها دویست هزار نفر باقی مانده است، به جای این که در شرایط سخت زندگی کنونی به یکدیگر کمک کنند به دنبال قدرت و تصاحب ایستگاه های دیگر هستند.

گروهی گرایش های نازیستی دارند و مسیر آنها را ادامه می دهند، عده ای که اتفاقا بزرگ ترین جمعیت را هم دارند یعنی کمونیست ها به دنبال تسلط بر تمام ایستگاه هستند و گروه های کوچک و مستقل دیگری نیز وجود دارند. آرتیوم جزو گروهی موسوم به تکاور ها است که بهترین سربازان مترو هستند. آنها چند ایستگاه را تحت کنترل دارند اما مهم ترین آنها D6 است که در بازی می بینیم چگونه به شکلی زیبا داستان بازی از تمرکز روی بازمانده Dark One ها، به سمت این ایستگاه و جنگی که به خاطر آن به راه می افتند تغییر مسیر می دهد.

شخصیت های فراوانی در بازی وجود دارند که همگی بسته به نقش خود بخوبی شخصیت پردازی و صداپیشگی شده اند. بخصوص شخصیت Pavel که کهن الگویی دم دمی مزاج است بسیار قدرتمند پرداخته شده و صدا پیشگی فوق العاده ای دارد. در طول بازی چند بار مجبور به اتخاذ تصمیمی غالبا در مورد کشتن یا نکشتن یک فرد، می شوید و این تصمیم ها به اضافه این که چه تعداد از دشمن ها را کشته یا بیهوش کرده باشید در جهان بینی آرتیوم و اتفاقات بازی تاثیر گذار هستند.

مترو ۲۰۳۳ به عنوان شاخصی برای سنجش قدرت سخت افزاری PC ها مورد استفاده قرار می گرفت و یقین دارم واپسین نور نیز این گونه خواهد بود. اگر یک سیستم فوق العاده قدرتمند و گران ندارید توصیه می کنم گزینه فیزیک پیشرفته را غیرفعال کنید تا با افت فریم های مرگبار و غیر قابل تحمل مواجه نشوید.

نور پردازی بازی یکی از شاهکارهای تاریخ بازی هاست و مهم ترین ویژگی گرافیکی است که هم در این نسخه و هم در نسخه قبلی روی آن تبلیغ شده بود. با هر منبع نوری که در بازی وجود داشته باشد می توانید تعامل داشته باشید و اگر این منبع در حالت حرکت باشد می توانید ببینید که چگونه محیط اطراف خود را روشن کرده یا بازتابش روی اجسام براق و صیقلی می افتد.

گیم پلی بازی به نسبت نسخه قبل اکشن تر شده و در حالت معمولی بازی تقریبا مشکلی با کمبود مهمات نخواهید داشت با وجود این خیلی از درگیری هایی که زیرزمین و با انسان ها دارید به دلیل محیط تاریک شما را به سمت مخفی کاری و صرفه جویی در مصرف گلوله سوق می دهد. آخر میدانید،واحد پول در مترو گلوله است! پس اگر می خواهید سلاح های جدید و متفاوت را تجربه کنید یا آنها را شخصی سازی کنید همیشه موجودی انبار گلوله های خود را در حد معقولی نگه دارید. زمانی که به سطح زمین می رسید حتما باید از ماسک گاز استفاده کنید تا در اثر استعمال تشعشعات هسته ای دچار خفگی نشوید.

شما دارید مسکوی ویران شده را نظاره می کنید و همه چیز واقعی است پس انتظار نداشته باشید همین که ماسک را روی چهره بگذارید دیگر تمام است. هر پنج دقیقه یکبار که زمان آن روی ساعت مچی ارتوم نشان داده می شود، باید فیلتر ماسک را عوض کنید لذا پیدا کردن و داشتن فیلتر کافی یکی از مواردی است که در درجه بالای اهمیت قرار دارد. حتی در اثر کشتن دشمنان، افتادن روی زمین یا هنگام بارندگی، شیشه ماسک کثیف شده و باید به صورت دستی آن را تمز کنید.

موسیقی و صدا گذاری بازی حرف ندارد و در کنار گرافیک فوق العاده مخصوصا در محیط های روی سطح زمین در القای حس اتمسفری بازی دیوانه وار عمل میکند. با وجود این ضعف هایی در هوش مصنوعی دیده می شود. گاهی سایه و تاریکی تا پیش پای آنها ادامه دارد و مادامی که شما در سایه باشید، دیده نمی شوید.

همچنین ممکن است ناگهان گرفتار مبارزه با غول شوید و به هیچ وجه مهمات کافی برای مقابله با آن نداشته باشد و مثل بنده مجبور شوید با چاقوهای پرتابی غول بازی را بکشید! باگ هایی جزئی از فرو رفتن دست و پای اجساد در زمین و اجسام نیز دیده می شود. با تمام اینها خوبی های مترو واپسین نور بسیار بیشتر از آن است که ضعف های جزئی اش آزاردهنده باشند. تا به اینجای سال به نظرم در کنار بایوشاک: بی کران نامزد یکی از ناب ترین تجربه های اخیر و لایق دریافت حداقل یک جایزه در VGA 2013 می دانم. تجربه مترو: واپسین نور را به هیچ عنوان از دست ندهید!

شما ممکن است این را هم بپسندید

۴ پاسخ‌ها

  1. ali گفت:

    آقا اگه هر یک از نسخه های word of warcraft رو بزارین من خودم شخصا میام دستاتونو می بوسم و بهترین سایت گیم می شید:X

  2. ali گفت:

    نقدشم کنی ممنون می شم تاریخ چه ی بازی جالبه

    • Lord AK گفت:

      دوست عزیز من اگه وقت کنم چشم قرار می دم ولی فک نکنم بتونم چون هر روز بازی هایی جدیدی میاد که باید اونها رو نقد کنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *