اخر الزمان با ربات ها | نقد وبررسی بازیEnslaved: Odyssey to the West
عادت داریم آخرالزمان را در بازی ها و فیلم ها به شکلی سیاه، تخریب شده و وحشتناک ببینیم. اما اگر واقعیت جور دیگری باشد، چی؟ چه می شود پس از نابودی انسان ها که خود یکی از عوامل تخریب طبیعت هستند، دنیا به شکلی زیباتر (حداقل از لحاظ ظاهری) تبدیل شود؟ تیم Ninja Theory که در کارنامه خود بازی زیبای Heavenly Sword را برای PS3 دارد بجای ساخت دنباله ای برای آن عنوان، دست به ساخت بازی جدیدی به نام Enslaved: Odyssey to the West زده که باز هم عنوانی خوش ساخت از این شرکت است.
داستان
همانطور که گفته شد، داستان Enslaved پس از نابودی دنیا پیگیری می شود. انسان، ربات ها را برای زندگی بهتر و راحت تر ساخت، اما این پدیده هم مانند بسیاری از مخلوقات او از یک رویا به کابوس تبدیل شد و ربات ها جای انسان را گرفتند و بسیاری از آن ها را کشتند، تا جایی که نسل بشر کم کم رو به انقراض رفت. در این میان، ربات ها انسان هایی را که زنده مانده اند، اسیر می کنند و با گذاشتن یک کلاه مخصوص بر سر آن ها کنترلشان را به دست می گیرند. اما ماجرای اصلی Enslaved در رابطه با دو انسان است که در یک کشتی حامل برده ها گیر افتاده اند. دختری به نام تریپ (Trip) پس از یک حادثه قصد دارد از کشتی فرار کرده و نزد پدر خود در کمپ نجات یافتگان برود و مردی به نام Monkey (میمون) که شخصیت قابل کنترل در بازی است در این گیر و دار به طور اتفاقی با تریپ همسفر می شود. تریپ یک کلاه کنترل بردگان را روی سر Monkey می گذارد و با هک کردن آن وی را به برده خود تبدیل می کند تا در این سفر پر مخاطره نقش محافظ او را بازی کند. Monkey در ابتدا از این وضع خیلی ناراحت است، ولی چاره ای جز پیروی از تریپ ندارد. نکته ای که در داستان به زیبایی می درخشد، به تصویر کشیدن یک عشق واقعی توسط سازندگان است. رابطه عاطفی Monkey و تریپ را می توان یکی از زیباترین روابط عاشقانه صنعت بازی نامید که خالی از توهم سازی و المان های غیر اخلاقی است. در ادامه بازی این دو کم کم نسبت به هم علاقه مند می شوند. نیاز یک زن، یک تکیه گاه است که Monkey همین نقش را برای تریپ ایفا می کند. از طرفی Monkey عاشقی است که جانش در گرو دختر است و این دقیقا ساده ترین تعریف از یک عشق پاک است. آن ها در ادمه داستان برای هم اهمیت قائل می شوند و دائم نگران هم هستند. اگر تریپ در این سفر بمیرد، Monkey هم خواهد مرد، چون سیستم کلاه از بین می رود. این فقط یک ظاهر است و در ادامه این وابسته بودن جان دو شخصیت فراتر از تکنولوژی می رود و بعد عاطفی می گیرد. صحبت از تکنولوژی شد و باید اشاره کرد که داستان و نام Enslaved یک استعاره ای بر دنیای مدرنیته ما است. سفری به غرب که زادگاه تکنولوژی است، سفری به عمق تکنولوژی است. انسان، ربات و تکنولوژی را برده خود کرد، اما این زندگی ماشینی طوری بر او چیره شد که انسان ها به برده ای برای این زندگی مکانیزه تبدیل شدند. داستان Enslaved روایت یک عاطفه و یک حماسه است که بسیار زیبا روایت و پرداخته شده است.
گرافیک
اگر تا به امروز Mirror's Edge پر رنگ ترین بازی ساخته شده با موتور Unreal Engine 3 بود، امروز باید این لقب را به بازی Enslaved بدهیم. گرافیک بازی یکی از خوش رنگ ترین عناوین تاریخ است و کوچکترین اشیاء از رنگ های گوناگون و شاد شکل گرفته اند. Ninja Theory استفاده خیره کننده ای از UE3 کرده که تا آخرین مرحله شما را با رنگ های متنوع و طراحی های زیبایش متعجب نگه می دارد. طراحی محیط های سبز با آسمانی آبی بسیار دل نشین است و حتی مراحل تاریک تر تم کارتونی و جذابی دارند که هیچ گاه شما را خسته نمی کنند. البته این گرافیک زیبا، بی نقص هم نیست! افت فریم (به خصوص در مراحل پایانی) بسیار مشاهده می شود، این در حالیست که در بازی های Hack & Slash فریم یکی از عوامل اصلی هیجان است. UE3 همیشه مشکل Texture Loading داشته که این بار در Enslaved هر چند کمتر، ولی باز هم وجود دارد. بافت ها بسیار با کیفیت هستند، ولی بعضی از آن ها واقعا مات و بد کار شده که بیشتر روی بدن ربات ها و آهن ها قابل مشاهده است. Draw to Distance بازی قابل تحسین است، ولی درختان در فواصل دور کاملا دو بعدی و بد کیفیت هستند. Heavenly Sword یکی از بهترین Motion-Captureها و طراحی چهره را داشت که اینبار به طلف تیم WETA (تیم انیمیشن پیتر جکسون) با شخصیت های بسیار زنده و با کیفیتی روبرو هستیم. صورت تریپ عالی کار شده و ما به خوبی احساسات را در آن می بینیم. شخصیت Monkey هم که از همان ابتدا معلوم بود چه شاهکاری خواهد شد، چون اندی سرکیس (Andy Serkis) بازیگر گالم در The Lord of the Rings و بازیگر King Kong کار ضبط حرکات این شخصیت را بر عهده داشته که بسیار زیبا و البته خیلی شبیه به میمون کار شده است. در کل نکات مثبت گرافیک Enslaved آنچنان بالا است که این ایرادهای جزئی کمتر به چشم می آیند.
گیم پلی
شاید نزدیک ترین بازی به Enslaved سری Prince of Persia باشد. این بازی ترکیبی از پلتفرمینگ و اکشن است که کمی هم تیراندازی چاشنی آن شده است. پرداخت به هر قسمت خیلی خوب و البته با ضعف هایی همراه بوده است. بخش پلتفرمینگ خیلی روان و فوق العاده سرگرم کننده است و معماهای گاه ساده بازی، بسیار جذاب هستند. اما مشکل این بخش آسان بودن آن است. شما هیچ وقت با پرشی اشتباه نمی بازید و هیچ باختی (به غیر از بعضی قسمت های مراحل آخر) در این بخش وجود ندارد که آن را ساده اما سریع کرده است. قسمت اکشن کاملا با چوب دستی همه کاره Monkey دنبال می شود. مبارزات و فنون چندضرب خیلی جالب و البته کم تنوع تر از عناوینی مثل God of War هستند. مشکلی که در مبارزات تن به تن وجود دارد، نزدیک بودن دوربین است که باعث می شود دید خوبی از موقعیت دشمنان و یا حتی خود Monkey (وقتی پشت به دشمن است) نداشته باشید. البته در ادامه به این دوربین عادت خواهید کرد، ولی اگر Ninja Theory همانند Assassin's Creed برای مبارزات تن به تن یک Zoom Out تهیه می کرد، مسلما عمق بیشتری را در مبارزات شاهد بودیم. مبارزه با اسلحه گرم هم خوب کار شده است. چوب دستی شما می تواند از انتهای خود شلیک کند. کار با این اسلحه کلا محدود به دشمنان دور و یا راه باز کردن برای بخش پلتفرمینگ است که آنچنان نقش بزرگی ندارد و البته همین موضوع به داشتن بالانس مناسب برای بازی کمک کرده است. قابلیت ارتقاء (Upgrade) خیلی ساده است و در بخش فنون چندضرب تعداد محدودی حرکت جدید می بینیم. در کل در بخش Upgrade بیشتر به ارتقاء داشته ها می پردازیم تا باز کردن یک مهارت تازه. تنوع دشمنان هم که همه ربات هستند، آنچنان بالا نیست و همیشه با دو تا سه نوع دشمن خاص مبارزه می کنید که این موضوع در اواخر بازی کمی تکراری جلوه می کند. Enslaved در بخش گیم پلی حرف تازه ای برای گفتن ندارد، ولی به خوبی نکات بازی های موفق این سبک را با هم مخلوط کرده و لحظات بسیار خوبی را برای شما خلق می کند.
موسیقی/صداگذاری
صداگذاری ها همانند طراحی شخصیت بسیار جالب شده که به جرات می توان تمام شخصیت های این بازی را کاندید بهترین صداگذاری امسال کرد. موسیقی همانند Heavenly Sword به لطف حضور مجدد نیتین سانی (Nitin Sawhny) تم حماسی احساسی بی نظیری دارد که واقعا شما را در خود غرق می کند. صداگذاری محیط های سرسبز اطراف، خیلی عالی کار شده و جو ساکت و بی سکنه آن را به خوبی به بازیکن القا می کند.
نویسنده: سجاد خوش کام
ممنون مقاله قشنگی بود.
ممنون سجاد جان مثله همیشه عالی بود :yes: :-D
تشکر اقا خیلی دنبال نقد این بازی بودم.
وجود چنین نقدهایی در آرشیو سایت خیلی خوب هست. موفق باشید به کارتون ادامه بدید.