درد دلیل نبرد من است! | نقد و بررسی Metal Gear Rising: Revengeance
Konami پس از انتشار Metal Gear Rising Revengeance روی کنسولهای نسل هفتم در سال قبل ، به حدی از نتیجه ی کار راضی به نظر میرسید که سرانجام MGR را به شکلی ویژه ، با تمام دی ال سی های جانبی ، روی سیستم عاملهای مایکروسافت در ژانویه ی ۲۰۱۴ عرضه کرد . این نسخه که توسط Platinum Games توسعه پیدا کرد ، به عنوان نهمین بازی قانونی از سری متال گیر ، ۴ سال پس از وقایع بازی Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots (اسلحه ها و وطنپرستان) ، داستان یک سامورایی مدرن شده به شکل روباتی به نام سایبورگ (cyborg) است ، که در مقابل یک ارتش خصوصی جنایتکار قرار میگیرد . Konami قصد داشت تا ایده هایش در مورد نبرد با شمشیر ، زره ها و ادواتی با کاربرد چندگانه را بر روی یک عنوان مخفی کارانه متمرکز کند . در اولین گام ، در سال ۲۰۰۹ ، تحت عنوان Metal Gear Solid: Rising ، به عنوان یک نسخه ی ارتباط دهنده میان Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty و Metal Gear Solid 4: Guns of the Patriots معرفی شد . این گونه از عرضه ی بازیهای ارتباط دهنده که میان چند نسخه از یک مجموعه بازی اتصال برقرار میکند ، منحصر به شرکت کوچیما (Kojima Productions) و ساخته هایش است . تیم توسعه دهنده با موانعی بر سر راه توسعه ی این عنوان برخرود کرد ، به همین خاطر مدیر اجرایی شرکت ، هیدئو کوجیما ، پروژه را کنسل کرد . کمی بعد در سال ۲۰۱۱ راه حلی پیدا شد تا Platinum Games بتواند مراحل ساخت و توسعه را از سر بگیرد . تحت هدایت تیم جدید ، سرانجام از Metal Gear Rising: Revengeance رونمایی شد . با یک تغییر چشمگیر در مکانیک بازی و خط داستانی ، کوجیما پروداکشن همینطور توانست ، وفاداری اش به طراحی رایدن (شخصیت اصلی این عنوان) و حال و هوای نسخه های اصلی در داستان و گیم پلی را حفظ کند . MGR از المانهای سری متال گیر ، به عنوان یک خصوصیت مکمل در داستان ، علی رغم اینکه تمرکزی خاص روی ویژگی های درگیرانه با عنصر اکشن داشت ، استفاده کرد ، تا به مکانیکی تحسین برانگیز در شیوه ی برش اجسام و سبک هک اند اسلش دست پیدا کند.
سازنده: Platinum Games
ناشر: Konami
سری: Metal Gear
موتور: Platinum Engine
پلتفرم ها: Xbox 360, PlayStation 3, PC
تاریخ انتشار: برای PlayStation 3 & Xbox 360 در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۱۳ – برای PC در تاریخ ۹ ژانویه ۲۰۱۴
سبک: Action, hack and slash
Mode: Single-player
برای مواجهه با عنوانی همچون MGR که به شکلی دیوانه وار ، با ترکیبی تاثیرگذار از همه ی اجزای پرانرژی ساخته شده که تا به حال نمونه ای نزدیک به آن در صنعت گیم تجربه نشده است ، باید به همان میزان دیوانه و خواهان هیجان باشید . گیمرهای معمولی که قلبشان زود میگیرد ، جایی در MGR ندارند . هیدئو کوجیما به عنوان نویسنده ، از نهایت تجربیاتش ، برای خلق اثری که مرزهای انرژی و منطق را می شکند ، به گونه ای ویژه بهره برده است ، تا حس کوبندگی و بی رحمی را به جای احساسات قبلی پرورش یافته در سری MG ، وارد کند . کوجیما از شیوه ای با ریتم تند و پر انرژی استفاده میکند تا سرحد امکان ، نواقص نادیده گرفته شوند . MGR به وضوح بر اساس خشونت و الفاظ رکیک ، صحنه هایی بی پرده را به نمایش میگذارد تا نهایت سرگرم کنندگی را در قالب مبارزاتی هوشمندانه که کوچکترین لحظه ای را برای غافلگیرکردن از دست نمیدهد ، فراهم بیاورد . Metal Gear Rising از آن دست عناوینیست که به این اهمیت نمیدهد که متعلق به کدام نسل است . به این علت که بر اساس هوش و نبوغ سازندگانش ساخته شده نه قابلیتهای سخت افزاری یک پلتفرم ، بنابراین در هر دستگاهی که تجربه اش بکنید ، لذت یک عنوان نبوغ آمیز را به دست خواهید آورد .
دشمنان من ، مانند دومینو هستند ، یکی بعد از دیگری نابود میشوند … من آرمانی دارم ، من از ضعفا محافظت خواهم کرد … اگر آماده ای برای آرمانت مبارزه کنی ، پس حتما برای مردن حاضر شده ای … زشتی ها در آمریکاست و آمریکا، به آنها میگوید ، قانون … شمشیر من یعنی همه چیز … فکر میکردم ، این همه تلاش به خاطر عدالت است ، به خاطر حفاظت از ضعیفهاست . ولی حالا به وسیله ی مرگ تسلیم شده ام …من ایمان دارم باران میبارد ، باد میوزد ، خورشید طلوع میکند و کشتار ادامه دارد … جنگ قسمتی از وجود ماست ، برای چه می جنگیم … من اهمیت نمیدهم به اینکه کسی فکر کند ، حق با من است ؛ این دلیل خوبیست تا تو را نابود کنم…
هیدئو کوجیما سعی کرد تا با تمی سیاسی ، ماجرای شخصیت قدیمی اش را که اکنون کمی سالخورده تر شده در سال ۲۰۱۸ پیش ببرد . جاییکه رایدن تبدیل به محافظ ارشد یک شرکت خصوصی حفاظتی و امنیتی (Maverick Enterprises ) مخصوص نخست وزیر یک کشور آفریقایی شده است . خیلی زود شاهد یک حمله ی تروریستی خواهیم بود که جان N'mani نخست وزیر صلح طلب و مردمی را به خطر میاندازد . با یک کات سن بی نظیر و طولانی که همچون ساخته های دیگر هیدئو کوجیما ، گیمر را در قالب تجربه ی حالتی سینمایی از بازی قرار میدهد ، شما با شخصیت خبیث قصه ، ساندانر (Sundowner) آشنا خواهید شد . ساندانر ، آنقدر خوب طراحی شده است که احساس روبرو شدن با نسخه ای باهوش از Bane (بین) – بد من مشهور کمیکهای بتمن و ریشه های آرخام – را القا میکند . آدم بدها به روشنی ، قدرتمند تر و باهوشتر از رایدن تصور شده اند ، پس ساندانر ، نخست وزیر را میرباید و او را به قتل میرساند ، در این بین شما چند مبارزه را انجام میدهید که با در نظر گرفتن این نکته که در اوایل بازی قرار دارید ، به نسبت ، فراتر از انتظار است . ولی بازی ، روایتی خطی و بدون پیچش را در نظر میگیرد ، پس مجبور خواهید بود که در اولین مواجهه با ساموئل رودریگز (Samuel Rodriguez) شکست سخت و دردناکی را تجربه کنید . کوجیما ، مانند یک فیلمنامه نویس ، با از بین بردن قدرت تصمیم گیری در بازی ، و خطی کردن داستان ، این امکان را فراهم آورده تا MGR را به نسخه ای سینمایی و بر اساس ایده ای مشخص تبدیل کند تا مطمئن شود ، گیمر به هدف اصلی نویسنده در ارائه ی یک بازی ضد آمریکایی دست یافته است .
بعد از سه هفته ، رایدن با مجهز شدن به تکنولوژی یک سایبورگ ، نقاط آسیب دیده از خود را با کمک دکتر ویللم ویت (Wilhelm “Doktor” Voigt) درمان میکند و به جست و جوی پالایشگاهی که یک جنایتکار روس به نام آندرو دوزایف در آن مخفی شده است می پردازد . اینجا بازی با یک تغییر لحن محسوس روبرو میشود . رایدن در پالایشگاه ، زنی الجزایری-فرانسوی به نام میسترال را ملاقات میکند که از دوزایف محافظت میکند . Mistral شبیه به ضد قهرمانان دنیای مارول به گونه ای خاص طراحی شده است تا این فکر را القا کند که شاید بازی بر اساس یک کمیک ژاپنی طراحی شده . با شکست میسترال ، Andrey Dolzaev خود را منفجر میکند . تا رایدن مجبور شود سفری ماجراجویانه به مکزیک را آغاز کند . در مدت کوتاهی ، رایدن متوجه میشود ، این عملیات تروریستی ، بخشی کوچک از یک پروژه ی خرابکارانه ی بزرگ است . خلاقیت کوجیما در تغییر لحن از یک ایده ی سیاسی به نسخه ای قهرمانانه در سری MG ، باعث میشود ، MGR تبدیل به یک آشنازدایی واضح از آنچیزی باشد که برادران وارنر در سری آرخام ، در سبکی کمیک ارائه کرد . رایدن پس از دسترسی به آزمایشگاهی که از مغز کودکان یتیم برای استفاده در سایبورگهای هوشمند ، نگه داری میکرد ، به عنوان یک عامل مخفی ، پی به بذر های یک دسیسه ی آمریکایی علیه جان انسانهای بی گناه میبرد . کوجیما آنقدر خوب داستان را نوشته است که ، در طول بازی ، به شما امکان میدهد تا جان انسانها را نجات دهید و از این نظر ، فرصتی قانع کننده را فراهم می آورد تا به گونه ای با رایدن و دستیار باوفایش Wolf ارتباط برقرار کنید . هسته ی داستانی که بر مبنای ایده ای سیاسی نوشته شده است ، شاید نسخه ای کلیشه از آثار آمریکایی قبل از آن باشد که در مورد طمع سیاسی و جنون قدرت شکل گرفته بود ، اما این بار همه ی این ها را یک ژاپنی روایت کرده است که به شیوه ای هیجان انگیز و غلوآمیز در مقابل نمونه های آمریکایی قرار میگیرد.
سامورایی ها در غرب وحشی
رایدن با کشف کردن این حقیقت که همه چیز مربوط به قدرت طلبی یک سناتور آمریکایی به نام استیون آرمسترانگ است ، که با کشتن یک نخست وزیر صلح طلب آفریقایی که عملکردش مانع ایجاد جنگ و گسترش صلح شده است ، زمینه های وقوع یک جنگ حتمی را به وجود می آورد . تا با ترور رئیس جمهور وقت در پاکستان ، نقشه ای از پیش تعیین شده را به راه بیاندازد و با جمع آوری رای عمومی ، مقدمات پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کند و اینجاست که ایده های بزرگش در مورد یک قتل عام دسته جمعی در آمریکا عملی میشود . بر طبق این ایده ، آرمسترانگ قصد دارد تا ضعیف ها را از بین ببرد و با زنده گذاشتن قویترها ، یک آمریکای قدرتمند را بوجود بیاورد . با نگاهی گذرا بر داستان ، میشود به تکراری بودن برخی عناصر ، که غالبا در کمیک های آمریکایی به آن پرداخته شده ، پی برد . اما کوجیما با تزریق مایه هایی از فرهنگ ژاپنی ، اصالتی ویژه به بازی داده است تا ، هم یک بازی بر مبنای ایده های سیاسی باشد و هم شبیه به بازی های ساخته شده بر اساس کمیک بوک های ژاپنی . ایده های جنون آمیز سیاسی آرمسترانگ ، بی شباهت به آنهایی که محوریت اصلی تریلرهای سینمایی آمریکاییست ، با تلفیقی همه جانبه از جمله های فلسفی مکتب سامورایی ، لحنی آمیزشی از سنت شرقی و غربی پیدا کرده است . سازندگان در هر مرحله ، با گسترش عناصر شرقی و غربی در کنار هم بر مبنای تلفیق خصوصیات و ژانرهای کلاسیک و مدرن در یکدیگر ، MGR را بی همتا آفریده اند . مثلا در یکی از مراحل ؛ رایدن ، که سایبورگی مدرن شده و تکنولوژیکیست ، در مقابل سم ، مبارزی که در عین قدرتمندی و خباثت ، یک فیلسوف هم هست ، در جنوب امریکا ، به شیوه ای که دوئلهای ژانر وسترن کلاسیک سینما نمایش داده میشد ، قرار میگیرند تا مبارزه ای سراسر خشونت و خون را با شمشیرهای ویژه ی خود برای نابودی هم ، انجام دهند . این آمیزش ویژه در سبکها ، همچنان که ایده ای تا بحال دیده نشده است ، به نوعی آشنازدایی از فضاهایی است که در آثار مختلف به تکرار گراییده اند.
پلیدی ها در آمریکاست و آمریکا به آنها میگوید: قانون
خلاقیت به کار رفته در تار و پود داستان ، به حدی است که میتواند تمام این مقاله را منحرف کند . MGR به حدی با ارزش است که باعث میشود میان دسته ای از چیزهای سطحی و کم انرژی که ادعا میکنند در صنعت گیم جایی دارند و بازیهایی که با تمام وجود سرگرم کننده اند ، تفاوت قائل شوید . کوجیما ، آنقدر بازی را از ویژگی های محبوب و عامه پسند پر کرده است ، که زمانهایی از تجربه ی آن ، میان اینکه به بازی کردن ادامه دهید یا شاهد منفجر شدن مغزتان باشید تصمیم گیری کنید. یک نکته ی جالب در بازی که نشان از تجربه ی نویسنده دارد ، ایده ایست که در آثار تراز اول هالیوود به وفور دیده میشود ؛ جایی در میانه ی بازی ، زمانی که رایدن و تیم حمایت کننده اش متوجه ارتباطات عمیق میان جریانات پلید و دست داشتن آمریکا در این نقشه های شیطانی میشوند ، رایدن با ممانعت جدی تیم خود برای ادامه ی مبارزه ، مواجه میشود . و اینجاست که رایدن به تنهایی باید به دل آمریکا بزند . ورود رایدن به آمریکا که با یک میان پرده ی تماشایی دیگر همراه هست و شما را غافلگیر میکند ، با خون و تباهی عجین میشود . خیلی زود نینجا ، آمریکا را به خاک و خون میکشد . ظاهرا کوجیما خیلی به این نکته علاقه داشته است.
DNA روح
Metal Gear Rising Revengeance یک اکشن ، علمی تخیلی سوم شخص است که هر جا لازم باشد ، با آمیزه ای از مراحل پلتفورمر ، هیجان را تشدید میکند . گیم پلی در این عنوان ، با پشت سر گذاشتن مرزهای انرژی و تنش ، اکشنی پرسرعت و با ریتم تند را در قالب برشهای برق آسا و خونریزی های بدون محدودیت فراهم میکند . در این عنوان ، با مراحلی مواجه خواهید شد که در مبارزه با Boss Fight ها ، از اغراق به عنوان هسته ی اصلی نبردها ، استفاده شده است . MGR با کاربرد غلو آمیز نبردها ، شبیه به بلند کردن اجسام غول پیکر محیط مثل ساختمانها و اتومبیلها و پرتاب آنها به سوی "رایدن" ، گیمر را به چالشی عمیق و جدی فرا میخواند . رایدن این قابلیت را در مبارزات دارد که با کند کردن زمان ، در مواجهه با دشمنان ، آنها را به قسمت های بیشتری برش دهد ! جالب آنکه در رابط کاربری بازی ، شمارنده ای برای شمارش تعداد قسمتهایی که با هر بار برش رایدن در دشمنان به وجود میاید ، در نظر گرفته شده است . رابط کاربری از چند قسمت مختلف تشکیل شده است که به نظر کافی میاید . "نقشه ای "، که در حالت هایی که گیم پلی در محیط هایی با نور کم قرار میگیرد مفید است ، "نوار سلامتی" که با پیشرفت در بازی به طول آن اضافه میشود و "نوار سوخت" و "انرژی" رایدن که با بدست آوردن قطعاتی که در محیط جاسازی شده است ، تامین مشود . بازی از یک نوع سیستم دکمه زنی موثر و گیرا هم بهره میبرد که برخلاف عناوین دیگر که مایل هستند این بخش را تجربه کنند ، فرصت لذت بردن از مبارزات را از گیمر دریغ نمیکنند . در واقع سیستم کلیدزنی ، برای دخیل کردن گیمر در صحنه هایی پیچیده و پرحجم ، به شکلی ساده طراحی شده که علی رغم سریع بودن اتفاقات بازی ، در عین حال مشاهده ی نبردها و آنچه در صحنه اتفاق میافتد کار آسانی باشد . سیستم به کار رفته در طراحی حرکات رایدن ، به شیوه ای آزاردهنده نشانگر اینست که او بدنی نیمه روباتیک دارد و با حرکات قطعه قطعه و سنگین در هنگام راه رفتن و دویدن این احساس در شخصیت رایدن انتقال داده میشود .
سیستم برش های سریع این امکان را فراهم میکند تا با قطعه قطعه کردن بدن دشمنان ، قسمتهای ضروری و مفید را از بدن آنها بدست بیاورید تا به بهبود شرایط فیزیکی و سلامتی رایدن در موقعیتهای نفسگیر کمک کند . قابلیت آپگرید کردن ، اگر مایل به استفاده از آن باشید ، ویژگیهای مفید زیادی را با محیط کاربری ساده در اختیار میگذارد تا با باز کردن تکنیک ها و مهارت های ویژه شاهد کمبوهای چشمگیری در مبارزات باشید و همینطور از زره هایی متنوع و با قابلیتهای ویژه برای شخصی سازی استفاده کنید . سازندگان برای هر کدام از این زره های مخصوص یک سلاح اصلی و یک شمشیر الکتریکی ویژه با قدرتهای متنوع طراحی کرده اند . که تجربه ی لذتبخشی را در مبارزات فراهم میکند . بخشی از سرعت اجرای بازی ، مدیون ایده ایست که پلاتینیوم گیمز برای میزان فریمی که در هر ثانیه نمایش داده میشود ، در این عنوان پیاده کرده است . PG با ارتقای فریم ریت به ۶۰ ، فرصتی استثنایی را مهیا میکند تا بازی از شر افت فریم رها شود و میزان انرژی و سرعت اجرای حرکات و اتفاقات را تشدید کند . این میتواند تمهیدی ویژه برای سازندگان بازی های سبک "هک اند اسلش"به شمار بیاید تا افت کیفیت ناشی از رندرهای حجیم و با سرعت بالا را بهبود بخشند.
به همان اندازه که میشود در مورد سرعت اجرای اتفاقات در بازی حرف زد ، بحث در مورد باگ های گیم پلی حقیقتی کتمان ناپذیر است . همه ی عناوینی که در سبک هک اند اسلش ساخته میشوند ، با نواقصی عجیب همراه هستند که همچون ویژگی های ذاتی ، در قلب اثر تنیده اند . اما MGR به زیرکی گیمر را سوار برجتی با سرعت نور میکند تا نواقص شبیه به توهم به نظر بیایند . تنها مسئله ای که گیمر در بازی قادر به انتخاب است ، مربوط میشود به درجه ی سختی . به طوری مشخص سه نوع درجه ی سختی برای این عنوان طراحی شده است . تا مطابق با میل کاربر و توانایی هایش تطبیق یابد . با درجه ی سختی Easy میتوانید بدون هیچ چالشی و با لذت کافی مراحل را تا قسمت ماقبل آخر بدون نیاز به مخفی کاری ، طی کنید ، اما ، حتی در این درجه ی ابتدایی از دشواری ، در مرحله ی آخر ، با مواجهه با استیون آرمسترانگ که معلوم میشود تنها یک سیاستمدار قدرت طلب نیست ، به شدت و مکررا شکست خواهید خورد . اگر با درجه ی سختی Normal و Hard توانسته باشید مراحل را پشت سر بگذارید که شخصا این طور فکر نمیکنم ! ، بازی را به این شیوه نمیتوانید تمام کنید . شاید این یک تمهید عمدی و ویژه در گیم پلی از طرف سازندگان بوده باشد تا بر این ایده تاکید بکند که یک سناتور قدرت طلب آمریکایی که به نیروی شکست ناپذیری مجهز شده است ، هرگز متوقف نمیشود . ! برای مبارزه با آرمسترانگ ، سازندگان برنامه ای ویژه چیده اند تا نهایت لذت را در آخرین مرحله نصیب گیمر کنند . به نظر میرسد که کوجیما یک فیلم بین قهار باشد ، چون در میان مبارزات بازی ، از میان پرده هایی با گفت و گوهای عمیق استفاده میکند تا هم مبارزات را طولانی تر جلوه دهد و هم قسمتی از داستان را روایت کند .در این زمینه به نظرم Mineshi Kimura حتی میتواند کارگردانی یک فیلم سینمایی کمیک هالیوودی را هم با موفقیت به سرانجام برساند . در موقعیتهای بیشماری حین انجام مبارزات ، پیش میاید که با نواقصی در میدان دید و کمبود محدوده ی قابل رویت مواجه شوید که به شدت آزار دهنده است .
شمشیر من وسیله ای برای اجرای عدالت است ؛ نه خشم و نه انتقام ، ولی این شمشیر من نیست.
این نسخه ی فرعی از سری MG با موتور گرافیکی انحصاری پلاتینیوم گیمز ، ساخته شده است . Platinum Engine برای به تصویر کشیدن جهانی که بر اساس ایده های تخیلی و علمی بنا شده است ، کمی عقب افتاده به نظر میرسد ، و از نماهای محیط ، عمق محدودی را به نمایش میگذارد . طراحان گرافیکی ، با این حال نقص این موتور گرافیکی را با طراحی روباتهایی که از مجموعه فیلمهای پلیس آهنی الهام گرفته شده است ، برطرف کرده اند .که به شکلی با این ترفند ، MGR ، جنبه ای نوستالژیک هم پیدا کرده است . طراحی اجزای محیط ، همگام با آنچه روایت داستان ، فراهم کرده است ، با تنوعی از المانهای سنتی شرقی با محیطهای ژاپن دوران سامورایی ها و بیابانهای غرب وحشی و کشورهای جهان سومی همچون پاکستان و محیط شهری با آسمانخراشهای غول آسای امریکا همراه میشود تا ضمن نشان دادن ویژگی های یک دنیای مدرن که با روباتهای مکانیکی پیشرفته پر شده است ، بخش هایی از کره ی زمین را یادآوری کند که هنوز پابرجاهستند . نوع بافتهایی که بر اساس این سیستم قدیمی خلق شده اند به اندازه ای فرسوده به نظر میرسند که احساس تجربه ی عنوانی نسل قبلی را به خوبی (!) منتقل میکند . با این وصف ، با نبوغ طراحان ، این موتور قدیمی ، موفق میشود ، شکلها و فرمهای متنوعی از اجزای محیط و بافتها را در قلب بازی پیاده کند که برای چنین سیستمی که از سخت افزاری با مکانیک کهنه استفاده میکند ، نکته ی شگفت انگیزیست . کات سن ها که بخشی از محصول گرافیکی بازی هم به حساب میایند ، تکه هایی پر انرژی و تاثیرگزار در کنار قسمتهای قابل بازی کردن MGR به شمار میایند که از نظر کیفیت ، شبیه به ویدئوهایی تبلیغاتی پرگرافیکی عمل میکنند که قبل از انتشار بازی ها ، برای جذب مخاطب بیشتر عرضه میشود.
MGR برای آنکه کااملا در تنشزا بودن ، افراط کرده باشد ، از موسیقی های ارجینال پر ضرب بهره می گیرد . حتی پا را فراتر از ، تنها استفاده از موسیقی های متن پر انرژی میگذارد و ترانه هایی محبوب را در نقاط اوج گیری مبارزات در نظر میگیرد . موسیقی متون که همگی توسط Jamie Christopherson نوشته شده است بر اساس ایده ی Kenji Saito مبنی بر ریتمیک ، سنگین وسریع بودن ملودی ها شکل گرفتند . با توجه به اینکه MGR یک بازی ویدئویی است که بر اکشن برجسته تر از بخش مخفی کاری متمرکز شده است ، این ایده معقول به نظر میرسید . نسخه های قبلی از این مجموعه بازی همگی بر مخفی کاری استواربودند ، پس غافلگیر کننده نبود که با سبک متفاوتی از صداگذاری در این عنوان روبرو شویم . بعد از آنکه این ایده از طرف استودیو تایید شد ، کریستوفرسون و همکار صداگذارش Naoto Tanaka شروع کردند به ساختن ۱۳ آهنگ همراه با ترانه که همگی با عناصر موسیقی الکترونیک عجین شده است . با تلفیق موسیقی راک و الکترونیک ، سازندگان اطمینان حاصل میکنند که به نهایت انرژی در MGR رسیده اند . John Bush و Tyson Yen و حتی Logan Mader عضو سابق بند Machine Head هم در لیست بلند بالای خوانندگان به چشم میخورد . ترانه ها به قدری شنیدنی است که باعث میشود نسخه ای از ۲۹ ترکی که در ۲۰ فوریه ۲۰۱۳ برای این عنوان به شکل آلبوم صوتی مستقل عرضه شد را هم تهیه کنید . صدا پیشگان همگی با لحنی پر جاذبه و جدی وجهی مکمل از شخصیت کاراکترها را خلق کردند. در ساخت افکت های صوتی ضربات شمشیر ها هنگام برخورد با اجسام تنوعی وجود ندارد .
Metal Gear Rising Revengeance به طور معجزه آسایی با نمایشی افراطی از خصوصیات هیجان انگیز ، به عنوانی محبوب در سری متال گیر (MG) تبدیل خواهد شد که تا سالها نمونه ای از آن را نخواعیم دید . این عنوان میتواند به این افتخار کند که یکی از پرانرژی ترین و سرگرم کننده ترین عناوین سال لقب بگیرد . که به شیوه ای جدید و اغراق آمیز دست یافته که مبارزات فیزیکی و نبردهای تن به تن را در حالاتی غیرمنطقی و رویایی شبیه به انیمیشن های مخصوص به سینمای ژاپن با الهام از سبک فانتزی نینجا و سامورایی به تصویر میکشد . زیاده روی در ارائه ی چنین شیوه ای ، به حدی هست که در بخشی از مراحل ، بازی کاملا آشفته به نظر بیاید . اگر بتوانید نسخه ی PC این عنوان را تجربه کنید، شانس این را پیدا خواهید کرد که علاوه بر تجربه ی مراحل اصلی داستانی مربوط به شخصیت اصلی رایدن، مجموعه ای از دی ال سی های متنوع را هم که برای شخصیت ساموئل و Wolf Blad طراحی شده تجربه کنید. این بخش عمدتا روی گذشته ی این دو شخصیت قبل از داستان اصلی این نسخه متمرکز شده است و نشان میدهد که چطور از موجوداتی آزادی خواه تبدیل میشوند به مزدورانی برده و گوش به فرمان آرمسترانگ قدرتمند و میسترال جذاب . در بخشی مجزا امکانی جالب در منوی بازی مهیا شده تا به کات سن های بازی دسترسی داشته باشید که برای یادآوری پلات های داستانی ، وقتی که انجام مراحل بازی طولانی میشود ، کمک خوبی است.

عالی بود.ممنون از نقد خوبت!
من که باهاش خیلی حال کردم ولی بعضی جاها خیلی درهم و برهم می شد:دی
تشکر برای نقد عالی تون
نمره هم درست هست
مرسی ، نقد خیلی خوبی بود ، از بازیش هم زیاد خوشم نیومد
سلام واقعا این بازی یک بازی فوق العاده بود ممنون به خاطر نقد
سلام…
تو سایتتون لینک دانلود بازیهارو قرار نمیدی؟؟من تازه باسایت شما آشنا شدم فقط اطلاع رسانی هست؟؟؟
سلام دوست عزیز.میهن گیم دارای سایت دانلود هم هست که میتونید از طریق این ادرس بهش دسترسی داشته باشید : download.mihangame.com
خیلی خوب بود!!دمت گرم!
به نظرم من این بازی،بـازی زیاد قوی نبود و من ازش زیاد خوشم نیومد.
به هر حال ممنون بابت نقد…
با عرض سلام و خسته نباشید
ببخشید این بازی رو میتونم اجرا کنم؟
Cpu:phantom dual-core e 5600 3ghz
Ram2
Vram ati radeon hd 4650 1gig
Direct x 11
ممنون میشم پاسخ بدید
احتمالش خیلی پایینه بتونید اما بعضی وقتا بازیا حداقل سیستم مورد نیاز رو با اغراق میگن اما احتمالش هست بتونید با کمترین تنظیمات و رزولوشن
موفق باشید