سنگ کاغذ شلیک! | Wolfenstein: The New Order در نگاه اول
بحبوحه جنگ جهانی دوم، عملیات بارباروسا مرگ آلمان بود در حالی که تا همین چند سال پیش آلمان قصد تصرف تمام اروپا را داشت اما دیری نگذشت که هیتلر مرگ سربازان خود را به چشم دید. آلمان که مسکو را محاصره کرده بود با مقاومت شدید ارتش سرخ مواجه شد و هر چه زدند به در بسته خوردند؛ ۶ ماه درگیری سخت ارتش ورماخت(نیروی زمینی آلمان) و ارتش سرخ در سال ۱۹۴۱-۱۹۴۲ هیتلر با اندیشه های نژادپرستانه خود در صدد شکست روسیه، بزرگترین تهدیدش بود اما فکر جنگ فرسایشی و ناجوانمردانه دشمن را نکرده بود، هیتلر که چندتن از فرماندهان لایق خودش را بدلیل اشتباه دانستن ادامه محاصره اخراج کرده بود خودش را جبهه شکست خورده کرده بود. سرمای شدید روسیه اصلا با سربازان آلمانی آشنایی نداشت در مقابل این روسیه بود که جنگ فرسایشی و دفاع از داخل شهر را به نفع خود می دانست. سرانجام هیتلر فرمان به عقب نشینی داد اما او از ادامه جنگ منصرف نشده بود می خواست که با دور زدن رشته کوه قفقار بار دیگر به مسکو حمله کند و این بار وارد خاک روسیه شود اشتباهی که به منزله شکست سخت آلمان بود؛ کاری ک هیتلر کرد کاری بود که حتی ناپلئون هم جرئت انجامش را نداشت. اگر هیتلر کمتر لجبازی می کرد و جنگ را به سمت سرزمین های خودی می کشاند شاید می توانست برنده میدان شود. هرچه او را نصیحت کردند که ممکن است ارتش آلمان محاصره شود و نتواند به سمت مسکو برود فایده ای نداشت. تا استالینگراد مقتل آلمانی ها شود، در ژوئن ۱۹۴۲با گرم شدن هوا آلمان از لاک دفاعی خارج شد و توانست از رود های ولگا و دن بگذرد. ماشین جنگی آلمان، روسیه را مجبود کرده بود که به لاک دفاعی بشیند. استالینگراد(که قبل و بعد از جنگ ولگاگراد نامیده می شود) از دست رفت و استالین یکی از شهر های حساس خود را ازدست داد. در آگوست استالین با فرستادن صد ها هزار سرباز از ارتش و همچنین نیروهای داوطلب قصد محکم کردن خطوط دفاعی استالینگراد را داشت؛ بمباران های آلمان هم نتوانست آن ها را عقب بنشاند. ماه های سپتامبر و اکتبر به مبدل به خونین ترین ماه های جنگ شد انگیزه و ایمان روس ها به هیچ وجه در هم نمی شکست و این هیتلر را متعجب کرده بود. جنگ در مراحل پایانی بسر می برد. همه سربازان چه آلمانی ها و چه روس ها این قضیه را می دانستند. ریسک بزرگ هیتلر نتیجه نداده بود و دیگر تیری در تاریکی نتیجه بخش نبود. حرف های درجه داران ارتش در هیتلر اثر نکرد و او هیچگاه عقب نشینی را نپذیرفت. چند صد هزار سرباز آلمانی در سرمای ویران گر و استخوان سوز استالینگراد، از گشنگی حتی به دوستان خود هم رحم نمی کردند. دوستانی که تا چند وقت پیش هم رزم و هم اندیشه بودند.
"بسیاری از عوامل دست به دست هم داده اند، تا The New Order هیجان انگیز و پر مخاطره شود." Gamespot
در این زمان از جنگ توپ و تانک و هواپیما نتیجه بخش نبود و این ایمان و باور قلبی سربازان بود، که نتیجه جنگ را مشخص می کرد. هیتلر بارها از راه های مختلف به سربازانش انگیزه نبرد می داد، ولی همه این ها در سرمای ناجوان مرد، راهگشا نبود. سرانجام هیتلر به فون پاولوس درجه مارشالی داد و از او خواست، تا آخرین قطره خون بجنگد و از پا ننشیند. حتی این ترفند هم نتیجه نداشت. بسیاری از سربازان آلمانی در آخرین ساعات نبرد خودکشی کردند، تا بدست روس ها کشته نشوند و توسط آن ها تحقیر نگردند. ۲ فبریه ۱۹۴۳ پایان جنگ بود و روس ها تا برلین و فتح آن پیشروی کردند.
این مطالب بالا ورقی از تاریخ بود، که زده شد. اما این اتفاق واقعی در سری بازی های Wolfenstein کاملا معکوس واقع می گردد؛ یعنی، آلمانی ها موفق به شکست روسیه شده اند و توانسسته اند، که حاکم مطلق جهان گردند. آن ها که به پیشرفت های بزرگی در علم و صنعت شده اند، قدرت اول جهان هستند. حالا شخصیت اصلی بازی یعنی William B.J Blazkowicz می خواهد، که این قدرت را کم کند. داستان بازی از جایی شروع می شود، که ویلیام بعد از ۱۴-۱۵سال از کما خارج شده است و دنیا را دردهه ۱۹۶۰ میلادی بسیار تغییر یافته می بیند.
نام بازی:Wolfenstein The New Order
شرکت سازنده:Machine Games
ناشر:Bethesda Software
سبک: First Person Shooter
پلتفرم:Xbox One, Xbox 360, PS4, PS3, PC
تاریخ انتشار:۲۰۱۴ Q3
موتور گرافیک:id Tech 5
کاش بیدار نمی شدم
بازی بازگشت به قلعه ولفنشتاین معروف ترین و بهترین بازی ساخته شده از این مجموعه است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. بازی در سبک شوتر اول شخص بود و با تم تاریک و قدری ترسناک خود دل ها را ربود؛ این بازی با موسیقی و گرافیک خوبش توانست جوایز متعددی را نصیب خود کند، داستان بازی که اتفاقات پس از جنگ جهانی دوم را روایت می کرد در حالی که آلمانی ها قدرت اول جهان بودند، هیتلر تلاش می کرد تا دانشمندانش تجهیزات نظامی پیشرفته ای بسازند، B.J در این بازی هم حضور داشت و نقش یک فرد ضد اطلاعات را داشت که قصد شناسایی امکانات آلمان و از بین بردن آن ها را داشت. بازی بعدی از این سری در سال های بعد با نام wolfenstein 2009 به بازار آمد که هرگر نتوانست موفقیت های بازی قبلی را تکرار کند.
این بار شرکت خوشنام Bethesda قصد انتشار نسخه جدیدی از آن را دارد. ساخت بازی را به machine game شرکت سوئدی سپرده است، که آن را هم برای کنسول های نسل هفتم و هم کنسول های نسل هشتم و هم برای رایانه های شخصی بسازد.
داستان بازی همان طور که شاره شد در دهه ۱۹۶۰ میلادی اتفاق میفتد، در دنیایی که آلمانی های نازی مالک تمام و کمال آن هستند و با تکنولوژی های پیشرفته و سلاح های بی نظیر خود لرزه بر اندام دیگر کشور ها انداخته اند. William B.J سرباز کهنه کار متولد کشور آمریکا و از والدینی لهستانی است، این سرباز نام مخفف B.J را از هم رزمانش در جنگ جهانی دوم گرفته است. او به دلیل خدماتش به ارتش در تحقیقات وشناسایی تجهیزات و موقعیت ارتش آلمان(رایش سوم) مدال افتخار گرفته است؛ مدال افتخار بالاترین افتخار هرسرباز حاضر در ارتش است. در یک عملیات دچار فرموشی و اغما شد، او که پس از ۱۴ سال به هوش آمده در بیمارستان روانی بستری شده و وقتی که دسته ای از سربازان نازی به داخل بیمارستان حمله می کنند تا همه افراد داخل آن جا را بکشند، او با به یاد آوردن خاطراتش به کمک پرستاری به نام anya فرار می کند و از آن پس تصمیم می گیرد که ارتش رایش سوم را نابود کند.(شایعه شده که هیتلر هم در بازی حضور دارد و صحنه هایی ظاهر می شود، اما به چه شکل و چگونه معلوم نیست.)
دنیای آلمانی
گرافیک بازی با موتور گرافیک id tech 5که آخرین موتور ساخته شده id software است، ساخته می شود. سازنده های بازی که قرار است این بازی را برروی پلتفرم های نسل هشتم هم منتشر کنند، از این موتور استفاده کرده اند.( بازی هایی مثل doom و rage با این موتور گرافیک ساخته شدند.) چیزی که از تریلر ها دیدیم، نوید از یک بازی با گرافیک خوب را می دهد و انتشار آن بر روی کنسول های نسل بعد هم گواه بر این موضوع است. البته حتما تفاوتی میان اجرا بازی بر روی کنسول های این نسل و نسل بعد است، اما نه به حدی که قابل مقایسه نباشند. تکیه بر طراحی های فوق العاده محیط مثل طراحی ساختمان ها و خیابان ها، کاملا در تریلر ها مشهود بود. آرتورک ها و اسکرین شاتهایی که تا بحال در اینترنت پخش شده، اصرار زیادی برروی اشکال هنری دارد که اکثرا هم با زیمینه قرمز همراه است. این رنگ احتمالا در بازی هم زیاد به کار خواهد رفت تا هیجان و استرس گیمران را زیاد کند، رنگ های گرم می توانند چشم گیمران را به صفحه تلویزیون میخکوب کنند؛ در حالیکه درصورت مشاهده مکرر به تلویزیون بدون استراحت به چشم، میتواند آنها را ضعیف کند!
در تریلرها شاهد صحنه های شلوغ و درهم برهم زیادی بودیم که خوشبختانه شاهد افت فریم نبودیم، امیدواریم نسخه نهایی هم به همین شکل باشد و شاهد افت فریم یا تاخیر در لود شدن تکسچر ها نباشیم. Id tech 5 به دقت در طراحی سایه ها و سایه زنی ها مشهور است و از این بایت خیالمان راحت است، از دیگر ویژگی های این موتور گرافیکی می توان به دقت در جزییات، طراحی واقع گرایانه ی افکت های آب، روشنایی حجمی، انیمیشن های انسانها، شبیه سازی پارچه، عمق میدان و تاری حرکت اشاره کرد.
Jens matthies کارگردان این بازی گفته، که قصد ساخت بازی با زمینه های اکشن ماجراجویانه دارد. بازی که تا سال ها در اذهان طرفداران این سبک بماند. بازی های شوتر خیلی کم ماندگار می شوند، اما اگر این اتفاق بیفتد و این بازی ماندگار شود، نشانه خلاقیت و نبوغ سازندگان بازی است. در بازی یک درجه سختی به اسم " من متجسم مرگ هستم" وجود دارد، که به گفته سازندگان کاری می کند، تا گیمران خون گریه کنند.
من نوستالژی رو دوست دارم
گیم پلی بازی طبق گفته سازندگان و تریلرهای منتشر شده، بسیار شبیه به نسخه ۲۰۰۱ بازی است.گیم پلی یک شوتینگ محض است، مورد علاقه تمام طرفداران این سبک. گیمر در این بازی مثل گذشته با نشانه ای به شکل نقطه روبروست و باید فقط شلیک کند، گیم پلی سریع بازی های FPS یکی از اصلی ترین عواملی است که گیمران را (از جمله خود من) به سمت خود می کشاند. در بخش هایی از بازی شما فرصت سر خاراندان هم ندارید، و باید شلیک کنید و شلیک کنید، البته، گاهی هم دقایقی پشت یک کاور پناه بگیرید تا سلامتی خود را بازیابید. در مواجهه با روبات های نازی قضیه متفاوت است، در این مواقع فقط شلیک کنید تا بتوانید از سد این دشمنان آهنی عبور کنید.
ترکیب تفنگ های قدیمی و مدرن در بازی قرار داده شده است که بسیار خوب است، می توانید تفنگ های سبک را مثل یوزی، دوتایی کنید یعنی دو تفنگ به دست بگیرید و تا می توانید تیر بزنید. مبارزات نزدیک بوسیله چاقو هم وجود دارد که در مواقع نزدیک بودن دشمنان یا نبود مهمات از ان ها استفاده کنید. برای تنوع در مراحل هم گاهی اسلحه های خودکار یا توپ که، معمولا هم مهمات بی نهایت یا زیاد دارند، استفاده کنید و بدون وقفه شلیک کنید.(توصیه نویسنده(شوخی) گیمران می توانند دغدغه ها و مشکلات زندگی را هم با این ترفند برای دقایقی فراموش کنند!)
گیمران می توانند با یافتن قطعاتی، اسلحه های خود را قوی تر کنند. دشمنان بازی را می توان ترکیبی از بازی های (call of duty, halo, …) دانست زیرا هم سربازهای معمولی وجود دارند؛ هم سربازهای روبات، روبات های نازی، سگ های روبات و همینطور سربازهای فوق بشری نازی هم از دشمنان محسوب می شوند که نمونه اش را در بازی medal of honor airborne دیده بودیم- سربازهایی با لباس بلند مشکی و احتمالا نقاب- که از بین بردن آن ها جزو دشواری های بازی است. برای تنوع در مراحل چند تا مرحله ماشین سواری تعقیب و گریز هم در بازی تدارک دیده شده است. و گیمر حتی قادر به استفاده از روبات های نازی برعلیه خودشان هم است.
سیستم سلامتی بازی هم مثل گذشته، همان سیستم سنتی ۰ تا ۱۰۰ است؛ مثل همه بازی ها که در این چند سال اخیر آسان تر شده اند، این بازی هم برای قدری آسان تر شدن بازی، خط سلامتی را در مواقعی که تیراندازی نیست، پر می کند که نهایت بازیابی سلامتی ۲۰ شماره است و برای بیشتر شدن آن باید بسته های سلامتی پیدا کنید.

در گیم پلی بازی نوآوری وجود داره و تبدیل به شوتر متفاوتی میشه. ممنون بابت مقاله بسیار زیبا
از اون دسته اول شخص های شوتری هستش که انقلاب بزرگیتو این سبک ایجاد کرده :yes:
تشکر از مطلب خوبتون
زمان بازی هم طولانی هست و فقط بخش تکنفره دارد
مقاله زیبایی بود :yes:
خیلی ممنون
ولی بعضی از موارد ورقی از تاریختو مثل زمان پایان جنگ کاملا اشتباه بود
گرافیکش واقعا در سطج نسبتا بالاییه.گیم پلیش هم سعی شده تنوع رعایت بشه.در کل یک دنیای المانی در دستان ماست.ممنون بابت مقاله
ممنون و خسته نباشی
چندان طرفدار این سری بازی نبودم ولی به هر حال اگر این بازی دستم برسه بازی می کنم!