غرق در گناهان | بررسی بازی bioshock: infinite_ burial at sea episode 1
شهر رپچر را یادتان است؟ شهری که برای فرار از محدودیت ها ساخته شده بود؟ شهری که فقط انسان ها بر روی آن حکم فرمایی می کردند؟ و اما در نهایت چه شد؟ نقطه سر خط! اما اگر دلتان برای شهر رپچر تنگ شده است دی ال سی burial at sea فرصت خوبی است که دوباره به این شهر مدفون شده در زیر دریا سری بزنید و ببینید که کن لوین خالق این مجموعه چه چیز هایی برای شما تدارک دیده است.
Bioshock: infinite _ burial at sea: episode 1
ناشر:۲K Games
سازنده: Irrational Games
PC, Xbox360, playstation 4
پلتفرم تست شده: PC
بازی bioshock : infinite نیازی به توضیح ندارد پس یک راست می رویم به سراغ قسمت اول burial at sea. بوکر از خوابی ناآرام بیدار می شود و صدای در را می شنود. نگاهی به تقویم می اندازد که تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۵۸ را نشان می دهد. زنی وارد اتاق شده و قبل از اینکه بحث را شروع کند از بوکر در خواست آتش می کند که سیگارش را روشن کند که نور آتش بر روی صورت زن افتاده و او خود را الیزابت معرفی می کند. سپس او از بوکر می خواهد دنبال دختر بچه ی گمشده ای به اسم سالی (sally) بگردند که البته بوکر به او می گوید که او مرده است ولی الیزابت با او مخالف کرده و می گوید گم شده به معنای مرده نیست. و سفر این دو برای پیدا کردن سرنخ و دنبال کردن رد سالی آغاز می شود. وقتی بیشتر در بازی پیش می روید به جز یکی دو مورد متوجه خواهید شد که اتفاق خاصی رخ نمی دهد و بازی روند یکنواختی را در پیش می گیرد و اکثر گفتگوهای مهم بین بوکر و الیزابت در مواقعی رخ می دهد که مشغول رفتن از محییطی به محیطی دیگر هستید. مدت زمان بسیار کم بازی باعث شده است که نحوه روایت داستان تا پایان بازی به همین گونه باشد که کمی از ارزش بخش داستانی کاسته است اما در کلی با داستان خوبی طرف هستید و سوالات و سوپرایز های زیادی برای شما دارد.
به محض اینکه شما از دفتر کار بوکر خارج می شوید، زیبایی رپچر شما را مبهوت می کند. ما شاهد رپچری قبل از اتفاقات بایوشاک ۱ هستیم. نمای وسیع از ساختمان های رپچر در کف اقیانوس، حرکت زیبایی نهنگ ها، معماری بسیار زیبا، همه چیز در یک هارمونی منسجم در کنار هم شکل گرفته اند. البته نگران نباشید، شما جای تکراری در بازی نخواهید دید و مکان های جدیدتری را در رپچر خواهید دید. درست مثل نسخه های قبل اشیا و پوستر های محیط بازی سرنخ هایی از داستان و شخصیت های بازی را به شما می دهند و فقط جنبه تزیینی ندارند. به عنوان مثال درست در کنار راه پله ی ورودی دفتر بوکر، پوستر شخصی به نام سندر کوهن (sander cohen) را خواهید دید که کمی از زمان بازی بگذرد با او ملاقات خواهید کرد. در ۳۰ دقیقه ی ابتدای بازی مشغول گشت و گذار در شهر رپچر هستید که جزو بهترین لحظات بازی است. همه اجزا و شخصیت های محیط بازی به شما می گویند که اینجا کلمبیا نیست، شخصی سفید پوست در حال واکس زدن کفش های فردی سیاه پوست هست، شعارهایی که زیر بنای شهر رپچر هستند و به بر روی دیوار ها خودنمایی می کنند و غیره. اینجا رپچر است!
بعد از این گشت و گذار وارد محیط های جدید تری خواهیم شد و مبارزات بازی نیز آغاز می شود. دشمنان شما همان splicer ها هستند که متاسفانه تنوع آنها پایین است. سلاح ها نیز به جز یک مورد که radar range نام دارد و قدرت فوق العاده ای دارد، همگی مانند نسخه اصلی هستند با این تفاوت که کمی ظاهر سلاح ها به فضا و اتمسفر شهر رپچر نزدیک تر شده است. البته تعداد سلاح های بازی نیز کافی نیست و در مقایسه با بازی اصلی تنوع خوبی ندارند. اما نکته ای که به سرعت در مبارزات بازی متوجه خواهید شد این است که بازی بیشتر شما را ترغیب می کند از پلاسمید ها ( plasmid) استفاده کنید تا سلاح ها به دلیل اینکه مهمات در بازی کم پیدا می شود، هر چند مشکلی با این موضوع نخواهید داشت چون هم به رسم بایوشاک ۱ تمام سلاح های بازی را در اختیار دارید و هم می توانید از ماشین های فروش مهمات خریداری کنید، البته گزینه مخفی کاری هم جواب می دهد! طولی نمی کشد که سر و کله sky-line ها، لباس هایی که قدرت های جدید به شما می دهند و همیچین قابلیت الیزابت که همان باز کردن Tear ها هست، پیدا می شود. خوب به ظاهر تمامی این موارد عالی هستند اما مدت زمان کم بازی اجازه نمی دهد که از تمام گیم پلی بازی لذت کافی را ببرید یا به قول معروف سیر بشوید! هر چند می توان مدت زمان بازی را تا ۳ ساعت افزایش داد. سعی کنید مسیر های دیگری را نیز دنبال کنید. چون هم پلاسمید های جدید تری خواهید یافت و هم با در هایی روبرو خواهید شد که آیتم های خوبی را در آنها پیدا خواهید کرد.
در مورد صدا گذاری هم فقط باید گفت که اگر هدفون نسبتا خوبی دارید حتما از آن برای این بازی استفاده کنید تا در اتمسفر این بازی غرق شوید! صدای فریاد های دیوانه وار اسپلایسر ها، صدای مبارزاتی که در مکانی دور از شما در حال رخ دادن است، صدای نهنگ ها، صدای شلیک ها و انفجار ها و پلاسمید ها همگی در سطح عالی قرار دارند. در مورد موسیقی هم که فقط باید تعریف کرد. صداپیشه های بازی نیز کار خود را به نحو احسن انجام داده اند. به صدای سندر کوهن دقت کنید که صدا پیشه او چقدر پر قدرت و بااحساس صحبت کرده است.
در مورد گرافیک بازی هم پیش تر توضیحات اندکی دادم ولی در همین مدت زمان کم بازی باید ببینید که گرافیست های این بازی چقدر وسواس داشته اند. واقعا نمی توانم تک تک جزییات رپچر را برای شما توصیف کنم فقط به شما توصیه می کنم کمی زمان برای نگاه کردن به شهر رپچر بگذارید تا زحمات گرافیست ها و طراحان بازی به هدر نرود!
قسمت اول burial at sea دی ال سی خوبی است که کم بودن مدت زمانش تا حدودی به گیم پلی و نحوه روایت داستان بازی صدمه است. اما به شما توصیه می کنم حتما این بازی را تجربه کنید، این مشکلات باعث نمی شود که از سفر شما به رپچر جلوگیری کند.

مقاله رو خوندم.خیلی خوب بود.
فقط گرافیکش خیلی هم خوب نیستا!!! شاید رو جزئیات خیلی کار کرده باشند اما نسبت به بازی های امروزی,گرافیک عالی نیست.
در کل ممنون. :yes:
لطف دارید.
بعضی وقت ها مقایسه کردن زیاد خوب نیست! گرافیک بازی انتظارات شما رو بر آورده می کنه و واقعا به شخصه احساس می کنم گرافیک بازی انقدر مشکل نداره که باعث بشه شما از بازی لذت نبرید
خوبیه این عنوان اینه که همونطور که خودت گفتی به جزئیات اهمیت دادن و گرافیک واقعا هنرمندانه کار شده و فضای دور هم دارای بافت بسیار خوبیه از لحاظ کیفیت و گرافیک.صداگذاری هم اگه شب باشه و یک هدفون بزاری دیگه کارت تمومه …. ممنون بابت مقاله
یه شاهکار به تمام معنا.نمره تون کم نبوده بهش ؟
خیر!
دلایلم هم توی متن گفتم کم بودن مدت زماش حتی برای یه دی ال سی خیلی کمه ولی باز هم تمام فاکتور های دیگه بازی رو در نظر بگیرید دی ال سی خوبی و ارزش بازی کردن رو داره!
بازی فوق العاده ای می باشد.
مقاله ی عالی بود.
سپاس. :yes: :yes: