نقدی اجمالی به برترین عناوین Open World نسل | قسمت دوم

Far Cry 3

۲۹ نوامبر ۲۰۱۲ بود که Ubisoft نسخه ی سوم یکی از بزگترین IP های خود را در عرضه کرد. سری Far Cry از همان ابتدا با اتمسفر طبیعت سر سبز وارد عمل شد و توانست نام خود را بر سر زبان ها بیندازد و به یکی از محبوب ترین ها تبدیل شود این بازی پیشرفت روز افزونی داشت تا نسخه ی سوم ان آن چیزی که تماشا کردید شد و  واقع می توان گفت که این نسخه بهترین این سه گانه است

داستان سرایی FC3 بر عهده ی  آقای جفری یوهالم بود ، که کارش را با Ghost Recon آغاز کرده است و اگر قرار باشد عدالت را رعایت کنیم باید به داستان پردازی و شخصیت پردازی وی نمره ی ۱۰ از ۱۰ را بدهیم ! آقای یوهالم یکی از بزرگترین  شخصیت های منفی دنیای گیم ، یعنی Vaas Montenegro  ، بَد من دیوانه و دوستی داشتنی را خلق کرد. از این قضیا که بگزریم می رسیم به داستان بازی که باز هم در یکی از جزایر استوایی انبوه رخ می دهد ، ماجرا از این قرار است که شخصیت اصلی بازی ، Jason Brody برای سپری  کردن تعطیلات خود همراه با نامزد و برادر و دوستانش به یکی از این جزایر سفر می کند اما او نمی داند که این جزیره یکی از بزرگترین سازمان های قاچاق انسان را در خود جای داده است و در ادامه جیسون با وقایع درد ناکی رو به روبه می شود تا این که توسط Vass دستگیر می شود هر کدام از دوستانش نیز به قسمتی می روند اما جیسون و برادرش در یک سلول زندانی شده اند که موفق به فرار می شوند ; در راه برادر جیسون کشته می شود و جیسون موفق به فرار می شود. وی در راه فرار به رودخانه ای می افتد و یکی مرد سیاه چرده اورا از بند رود خروشان جنگل رهایی می دهد ف سر انجام جیسون با کمک این مردم و تجربه هایی که به دست می آورد به یک قاتل حرفه ای تبدیل می شود و در سسد انتقم بر می آید و سر انجام نیز Vaas را درک واصل می کند.

گیم پلی باز هم همانند نسخه های قبلی Open World است و شما می تواند با وسایل نقلیه ی مختلاف همانند ماشین ،کایت ، قایق و وسایل دیگر از جمله زیپ لاین و جت اسکی به سر تا سر این دنیای وسیع که  10 برابر بزرگتر شده است پای بگزارید. گیم پلی  این عنوان بسیار سریع و روان است و در درگیری ها بسیار خوب ظاهر خواهد شد  البته با استفاده از سیستم کاور گیری می توان از این درگیری ها لذت کافی را برد.بازی این امکان را به شما می دهد که با جمع اوری xp قدرت های خود را افزایش دهید و کارهای جدید تری انجام دهید ، برای مثال بتوانید چاقو پرتاب کنید و افراد را پس از کشتن کشان کشان به منطقه ی امنی ببرید. البته به این نکته باید اشاره کنیم که صحنه های سینمایی بسیار زیبا کار شده اند انمیشن شخصیتها نیز بسیار فوق العادست علاوه بر این ها NPC بازی در سطح بسیار مطلوبی است ، همچنین دشمنانتان با حرکاتی از پیش تعیین شده به شما حمله می کنند و در این در این درگیری ها نیز از کاور گیری استفاده خواهند کرد.

Far Cry 3 از نسخه ی دوم موتور قدرتمند dunia استفاده می کند که نتیجه ی آن واقعا شگفت انگیز شده است، گرافیک بازی با این همه وسعتی که دارد حتی لحظه ای درآن افت فریم دیده نمی شود البته برخی باگ های گرافیکی بازی را از ارزش های بخش مزبور می کاهد. تکسچر ها تخریب پذیر و بدون گوشه هستند ، فیزیک بازی تفهیم پذیر است مثلا : موج انفجار ها تا شعاع چند متری خود به خوبی اثر گذار هستند.

مسئولیت صدا گزاری  بازی با آقای  brian tyler  است که یکی از بزرگترین صدا گزاران دوران گیم به شمار می روند و نام او را در کنار افرادی به مانند آقای Kyd می توان یافت. اگر از حق نگزریم اقای "تیلور" باز هم کار درخشانی را با صداگزاری این عنوان در کارنامه خویش ثبت  کره است ! تک تک صدا های محیط به خوبی ضبط شده است و باید به فوق العاده بودن دیالوگ و صدای دلنشین صدا گزاران نیز اشاره کرد از جمله صداگزاری شخصیت "واس" و دیالوگ های دلنشینش !

موسیقی بازی تمام نیاز های بازیکنان به این بخش را ارضا خواهد کرد موسیقی بازی فوق العاده است مخصوصا ریتم  آن در شرایط مختلف ریتم خاص خود را دارد در طول بازی نیز موزیک های فوق العاده ای شنیدم که کار بر روی آن ها مدت ها زمان می خواهد مثل مرحله ی سوزاندن گیاهان مخدر.

 

GTA V

Grand Theft Auto بدون شک بزرگترین نام در بین عناوین Open World در تمام دوران گیم است .درسال ۱۹۹۷ بود که اولین نسخه ی این سری بزرگ توسط Rockstar North  که آن زمان اسم اصلی اش  DMA Designمنتشر شد و تا کنون با قدرتی وصف نا پذیر در هدفش پیش می رود. اگر می پندارید که در یک بازی آزادی عمل ندارید و نمی توانید کار های دلخواهتان را انجام دهید بدون شک V را بر گزینید و به لیست تجارب خودتان اضافه کنید زیرا در هیچ عنوان دیگری این قدر آزادی عمل نخواهید داشت.

! نام یکی از فیلم هایی است که کلین ایستوود در آن به ایفای نقش پرداخته است گزشته از این حرفا اگر بخواهیم سه شخصیت GTA V را مختصرا توضیح دهم باید این را بگویم : خوب , بد , زشت , مایکل (Michael) , فرانکلین و ترور (Trevor Philips) ! به واسطه ی حضور این سه شخصیت داستان بازی متفاوت تر از بازی های معمول بازار خواهد بود زیرا ۳ سناریو پیش روی شما می گذارد البته موضوع اصلی آن هنوز هم همانند نسخه ی قبلی درباره سرقت های بزرگ در شهر است .!مایکل یک پدر است  که به تازگی باز نشسته شده در عمارتی به سر می برد و قصد دارد به ولی هنگفت برسد تا بتواند زندگی اش را از وضعیتی روز به روز بد تر می شود نجات دهد البته هر چه زمان بیشتری با خانواده اش می گذراند رابطه اش بد تر می شود و در تلاش است رابطه ای صمیمی با آن ها پیدا کند. ترور یک فرد دیوانه است و تمام رفتارانش بوی جنون را می دهند شاید بتوان اورا هم بند واس مونتنگرو FC3 نامید ! از دوستان صمیمی و سابق شخصیت دیوانه ی مذکور ! فرانکلین (franklin) نام سیاه دوست داشتنی بازی است  او نیز قصد دارد در صنف خودش موفق شود ! بالاخره دزد ها هم یه آرزو هایی دارند او کارش را با رانندگی و دزدی ماشین شروع کرده و در جریان یکی از این دزدی ها با مایکل آشنا می شود او برای lamer و Simeon Yetarian کار می کند. ماجرا از این قرار است که مایکل و فرانکلین دست به سرقتی بزرگ می زنند و ترور وقتی این خبر را می شنود در می یابد که مایکل هنوز زنده است و تنها او می تواند همچین کاری بکند زیرا نه سال پیش مایکل به گروهش خیانت می کند و ترور نیز فک می کند او مرده است اما حالا در می یابد زنده است و به سراقش می رود و این سه نفر با هم ماجرا های بازی را می سازند.

 هنوزم هم گیم پلی GTA V روان و سریع است و جذابیت های سابق را دارد و باز هم گیمران را به تجربه ی دنیایی وسیع فرا می خواند مطمئنا این نسخه کم ترین نقص را در گیم پلی خود دارد چه لحاظ از کاور گیری ها گرفته چه از لحاظ شوتینگ های درون آن و بسیاری از موارد دیگر ! نقشه ی بازی بزگتر از همیشه است و شامل دریا , بیابان , جنگل های انبوه , شهر , کوهستان ها و ….می باشد. هر شخصیت ویژگی های به خصوص خود را داردهر شخصیت توانایی خاص خود را دارد انمیشن های خاص خود ! برای مثال توانایی مایکل در تیراندازی و آهسته کردن زمان است و فرانکلین رانندگی خوبی دارد و ترور نیز یک خلبان است.این امکان در بازی وجود دارد که در حین بازی هر ششخصیتی را که خواستید سوئیچ کنید و همچنین فروشگاه های مختلفی در شهر وجود دارد که می توانید نیاز های خود را با استفاده از آنان رفع کنید و البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که مراحل متعدد و بسیاری در بازی وجود دارد و متشکل است از ماموریت های فرعی مینی گیم ها و ماموریت های اصلی و البته متفاوت با هم به گونه ای که تکراری نمی شوند که شما می توانید با استفاده از هوش مصنوعی قوی بازی در ماموریت ها تیم خود را رهبری کنید.

RAGE باز هم پذیرای یکی دیگر از نسخه های GTA بوده این انجین بسیار پر قدرت است به نوعی که بازی را از لحاظ قدرت های تکنیکی فوق العاده می سازد.گردش شب روز دایر است و نور پردازی های بسیار ارضا کننده است.فیزیک بسیار قوی است فیزیک های برخورد ماشین و آتش بسیار زیبا کار شده و با واقعیت فاصلی ی آن چنان زیادی ندارد حتی موج انفجار نیز می تواند صدمه بزند ! مهم ترین مشکل این بازی می توان بافت های نا راضی کننده ی آن نامید که بیشتر از همه ی ضعف های بازی(اگر ضعف های دیگری به غیر داستان داشته باشد) تو ذوق می زد البته این نکته با توجه به پروزه سنگین بازی و سازگاری آن با کنسول ها طبیعی است ولی می توانست بهتر باشد گرافیک بصری بدون نقص است و بازی بر روی ۳۰ فریم بر ثانیه استوار است.

در معقوله ی صدا گزاری وقت بسیاری صرف شده و حتی به قیافه گویندگان دیالوگ نیز توجه شده و قیافه شخصیت های اصلی بازی  قیافه های شخصیت های اصلی آن هستند چرا ؟ زیرا صدای شخصیت ها به ظاهرشان بیاید ! و همچنین صدا  های اجسام و  اشیاء و در کل صدا ی محیط به خوبی کار شده است.

موسیقی بازی یکی از بخش های سرگرم کننده آن خواهد بود و می توانید آنان را د مراحل بازی گوش کنید اما بهترین نقطه برای گوش دادن این موسیقی های دلنواز ماشینتان و با استفاده از رادیوی آن است.

 

Mafia II

بدون شک یکی از محبوب ترین عناوین ۲K عنوان پر طرفدار Mafia است که ۲kCHek وظیفه ساخت آن را بر عهده داشته است.Mafia  عنوانی است که بسیاری هنوز هم برای آمدن نسخه ی بعدی آن آرزو و لحظه شماری می کنند همانند آمدن نسخه ی  بعدی Half Life ! Mafia با نسخه ی اولش بسیار بسیار محبوب شد اما بسیاری Mafia II را نپسندیدند زیرا آن را عنوانی به فوق العادگی نسخه ی اول آن نمی دانستند عمده اشکااتی که به این بازی گرفته شد بلا استفاده ماندن شهر در طول بازی بود زیرا به جزء چند کار معمول در بازی های Open World مثل لباس خریدن , به رستوران رفتن , اسلحه خریدن و … دیگر از شهر نمی توان استفاده کافی را برد.

داستان بازی بسیار دراماتیک روایت می شود ! وقایع داستانی بازی بین سال های ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ رخ می دهد. Vito Scalleta  شخصیت اصلی بازی به همراه در و خانواده اش به شهر Empire City نقل مکان می کنند اما روزگار بر خلاف آرزو های خانواده Scaletta می گذرد  و پدر خانواده توسط یکی از اعضای مافیا به قتل می رسد سپس Vito برای خرج خانواده اش دست همره با رفیق صمیمی اش Joe دست به سرقت مغازه طلا فروشی می زند اما دستگیر می شود و به زندان می افتد سپس ارتش به او پیشنهاد می دهد که یا در زندان بماند یا در جنگ جهانی دوم شرکت کند او گزینه دوم را انتخاب می کند سپس پس از سربازی خود به نزد خانواده اش باز می گردد اما متوجه می شود پدرش به مافیا هنوز هم بدهکار است و اعضای مافیا خانواده اورا مورد اذیت و آزار قرار می دهند و او مجددا به سراق Joe می رود و کار های خلاف اش را دوباره پی میگیرد و بعد ها عضو مافیا می شود و می تواند یکی از سران مافیا را به قتل برساند او در این زندگی پر درد تبدیل به کالبدی آهنین می شود و کسی نمی تواند اورا شکست بدهد.

گیم پلی بازی بسیار عالی طراحی شده است به گونه ای که می تواند شمارا وادار کند تا چند بار بازی را به اتمام برسانید (۳ بار این عنوان را به اتمام رسانده ام) طراحی مراحل به گونه ای هستند که هیجان را به بازی باز القا می کند و می تواند با ادره نالین او ور برود.تیر اندازی ها بسیا عالی است ! سلاح های متنوعی در بازی وجود دارد و محدودیتی دربر داشتن آن ها وجود ندارد  یکی از اساسی ترین رکن این تیر اندازی ها کاور گیری آن هاست که در عین حال سیستم کاور گیری آن بسیار عالی است و تا به حال همانند آن را ندیده ایم و کاور گیری حالت های مختلفی دارد.یکی از ویزگی های گیم پلی این است که هنگامی که خلافی انجام می دهید در لیست تحت تعقیب ها قرار می گیرید که آن را می توانید به گونه های مختلف مثلا تماس با یکی از اعضای نفوذی تان بر طرف کنید.انمیشن ها خیلی خوب هستند طراحی شهر و همچنین ماشین ها و متعددی آن ها یکی از نقاط قوت گیم پلی بازی است.

انجین ابن عنوان Illusion Engine نام دارد که یکی از بهترین استفاده از ان  توسط اعضای استدیوی ۲k به عمل آمده است و گرافیک بازی چه از نظر بصری چه از نظر تکنیکی بسیار فوق العاده به نظر می رسد و توانسته آن اتمسفر و جو دهه ی ۴۰ میلادی را به نماییش بگذارد۴۰ میلادی را به نماییش بگذارد.انواع محیط ها و شرایط اقلیمی به زیبایی در بازی پیاده شده اند برای مثال محیط زندان یا زمستان و تابستان در بازی و همچنین طراحی شخصیت ها نیز بسیار خوب است . و تنها مشکلات جزئی دارند که در زمان خودش زیاد بزرگ پنداشته نمی شوند.

صداگزاری شخصیت ها بسیار خوب کار شه و سعی شده است از ادبیات و لحن صحبت دها ی ۴۰ میلادی استفاده شود و دیالوگ ها نیز بسیار جذاب و هیجان انگیزند برای مثال شخصیت Joe با دیالوگ های خاص خودش لذت بازی را افزایش می دهد .در امر موسیقی سعی شده موسیقی ها همانند موسیقی های دهه ی مذکور سروده شوند و حتی در بسیاری از موارد از موسیق های آن زمان نیز استفاده خوبی شکل گرفته است در کل شاید Mafia II از نظر منتقدان عنوان خیلی خیلی غولی نباشد اما همچنان هم طرفداران بسیاری دارد و  از پر طرفدار ترین بازی های لیست ماست.

 

Fallout 3

Fallout  از همان ابتدا با فضای آخر الزمانی خود پا میدان نهاد و از پیش تازان این امر بود که فضای آن همیشه فضای مرده و بی روح و تاریک و سیاهی بوده است همانند شعر های فروغ(جا داره سالگرد تولدشو که امروزه تبریگ بگم)

شرکت Bethesda هنگامی که امتیاز Fallout را خریداری کرد کار این بازی را در سال ۲۰۰۴ به طور غیر رسمی آغاز کرد و هنوز هم در حال ساخت نسخه ی چهارم سری The Elder Scrolls یعنی OBLIVION بود. بعد از تقریبا یک سال این بازی رسما رو نمایی شد و تریلر ها و اطلاعاتی از آن به بیرون درز کرد و به همه نوید یک عنوان ناب می داد.

داستان آخر الزمانی بازی در سال ۲۲۷۷  رخ خواهد داد در جایی که خرابی های حاصل بمب های رادیو اکتیوی واشنگتن را به ویرانه ای تبدیل کرده است که دیگر جای خوبی برای زندگی محسوب نمی شوند و اینک اندک انسان هایی در آن باقی مانده انذ که باید برای زنده ماندن به نبرد برخیزند.کنون مواد رادیو اکتیوی بر روی ساختار کروموزوم های آنان تاثیر گذاشته و موجوداتی با ژن های غیر طبیعی رشد یافته اند و تنها جای امن Vault ها هستند.در ادامه شخصیت اصلی بازی در Vault 101 به دنیا می آید ام پدرش که تنها حامی او بوده نا پیدید می شود و کودک در سدد یافتن او بر می خیزد و در ادامه سناریوی بازی اینگونه پیش می رود و شخصیت اصلی در می یابد که پدرش قصد داشته آب آشامیدنی سالم و بدون مواد رادیو اکتیوی تولید کند و …

گیم پلی Fallout هنوزم هم بسیار خوب است و هنوز هم آن RPG معروف و محبوب طرفداران خودش است و شاید بتوانیم بگوییم این قسمت بهترین قسمت این عنوان است. نقشه بازی بسیار بزرگ است اما مشکل اصلی آن نداشتن وسیله ی نقلیه برای پیمودن ان است. نکته ای که باعث شده خیلی ها از بازی ناراضی باشند شباهت بسیار زیاد آن به OBLIVION  است و حتی کارگردان این بازی نیز کارگردان بازی ذکر شده است و حتی سبک بازی نیز همانند آن RPG هست ولی البته تفاوت های آن ها کاملا مشهود است اما شباهت های زیادی نیز دارند.در بازی ماموریت و مینی گیم های فراوانی وجود دارند که به خوبی طراحی شده اند. شماابتدا این عنوان را به عنوان یک نوزاد آغاز ی کنید و می توانید صورت خود را نیز انتخاب کنید.یک ویزگی جالب توجه نیز در بازی رخ می دهد که نشان می دهد شما رادیو اکتیوی می باشید یا نه ! جانوران نیز در بازی به ایفای نقش می پردازند و  اندازه ی آن ها از حد  معمولی بزرگتر است و همچنین سلاح های متعددی برای مبارزه ی شما طراحی شده اند و هر کدام قابلی های مختلفی دارند و البته از این بحث ها که بگزریم بحث هوش مصنوعی بازی  می تواند بسیار لذت بخش باشد زیرا واقعا در زمان خودش خارق العاده بود

گرافیک بازی ضعیف ترین بخش آن است این را بدون هیچ تامل و نقدی می توان یافت اما باز هم گرافیک بازی خیلی خوب است اما عالی نمی باشد و شاید عمده دلیل آن این باشد که از همان انجینی استفاده کرده اند که برای نسخه ی چهارم The Elder Scrolls استفاده نموده اند .نور پردازی ها سطح خوبی دارند اما خیلی رازی کننده نیستند گرافیک بصری با توجه به زمان بازی خیلی زیباست تکسچر ها هم موفق عمل کرده اند فیزیک بازی نیز خیلی تفهیم پذیر است در کل طراحی محیط شهری با جزئیات فراوانی انجام شده است و یکی گرافیک خوب به بالا را رقم می زند.

در قسمت گیم پلی گیفتیم شاید گیم پلی بهترین قسمت بازی باشد اما صداگزاری هم شاید بهترین قسمت آن باشد . صدا های محیطی خوب کار شده اند همانند صدای شلیک گلوله بر خورد اجسام با یکدیگر و … و البته برای صداگزاری شخصیت ها از افراد خوش صدایی استفاده شده است و هنچنین صدای حیوانات و موجودات بازی نیز راضی کننده است.موسیقی بازی نقش شایانی در آخر الزمانی جلوه دادن بازی دارد و می تواند ریتم مخصوص خود را در شرایط گوناگون به خوبی بگیرد.در پایان خداحافظ زندگی تا FallOut بعدی !

 

Just Cause 2

Just Cause 2 از آن دسته بازی هایی است که در پیشرفت سبک Open World نقش به سزایی را ایفا کرده است این عنوان یکی از پیشتازان در این دنیای ویدیویی است.وظیفه ی ساخت این بازی بر عهده ی شرکت Avalanche Studios  بوده که خود زیر مجموعه شرکت Eidos Interactive است و همچنین Square Enix  وظیفه ی توزیع بازی را بر عهده داشت این عنوان در سال ۲۰۱۰ روانه بازار شد.

داستان بازی از جایی آغاز می شود که شخصیت اصلی بازی یعنی Rico Rodriguez پس از وقایع نسخه ی قبل زندگی آرامی را در یکی از جزایر Panau اغاز کرده است اما ناگهان با پیشنهادی وسوسه کننده مواجه می شود و او راهی انجام ماموریت می شود ماموریت اصلی او این است که Tom Sheldon که یکی  اعضای تیمش است را دستگیر کند وی به گروهش خیانت کرده و مدارکی را دزدیده  و به دشمن Rico تحویل داده است و حال  سناریوی بازی آغاز می شود.

 آیا شما هم مثل من هنگامی که نام عنوان مد نظر را می شنوید به فکر چنگک معروف Rico نمی افتید ؟ یکی از رکن های اصلی درگیری در گیم پلی بازی همین چنگک است که سلاح اصلی گیم پلی نیز محسوب می شود به وسیله ی آن می توانید اشیاء مختلف را نشانه گیری کنید و با برخورد تیر و فرو رفتن در آن شئ چنگگ شما را به سمت ان بکشد مثلا می توانید در هوا به یک هلیکوپتر بچسبید.گیم پلی بازی خیلی سریع و روان است و البته یکی از ویژگی هایی که این عنوان را خارق العاده ساخته است محیط بسیار بسیار بزرگ آن است و همچنین طی این محیط ها بر اساس مقیاس واقعی می باشد پس از بین وسایل نقلیه ی بسیار متعددی که در بازی وجود دارد بهترین ان را انتخاب کنید تا زودتر به مقصد برسید.در کل می توان گفت این عنوان نسبت به نسخه ی قبلی آن افت محدودی داشته است اما در این نسخه مانند نسخه ی قبل باگ های خیلی زیادی وجود نداردو این خیلی خوب است. درگری ها و تیر اندازی ها هم بسیار خوب است اما عدم کاور گیری واقعا گیمران را رنج خواهد داد.

انجین بازی Avalanche Engine نام دارد که واقعا کار محیط به این بزرگی را به خوبی ساپورت کرده است البته از قدرت های دیگر آن می توان به  به قدرت آن در به تصویر کشیدن شرایط اقلیمی و فصل های متفاوت با هم مثلا زمستان و تابستان است یا مثلا در ارتفاعات که بر روی قله ها برف نشته و در کنار دریا که حال و هوایی استوایی به خود گرفته است. تکسچر ها به خوبی از کار در آمده اند.سیستم فیزیک بازی تقویت بسیاری یافته است و می تواند انفجار هارا به خوبی نمایش دهد. هوش مصنوعی هم خیلی بهتر شده و دگر شاهد ان هوش مصنوعی ضعیف نسخه ی قبل نیستیم و به محض دور شدن از پلیس  پلیس گممان می کند.

صداگذاری بازی در کل خوب است اما به شخصه از صدای Rico احساس رضایت نمی کنم با اینکه می خواستند صدای اورا پر جذبه و با ابهت نشان بدهند اما صدای او بیشتر به پیر مرد های معتاد مکزیکی شباهت دارد که کنت های کلمبیایی می کشند دا یک جوان قدرتمند. موسیقی بازی هیجان انگیز است و باز هم در اینجا بحث بازی با ادرنالین به وجود می آید.

 

نویسنده : مهدی مجد

 

این مقاله در بهمن ماه پارسال نوشته شده بود ! اما الآن بالاخره منتشر شد.

شما ممکن است این را هم بپسندید

۶ پاسخ‌ها

  1. مهدی مجد گفت:

    قبلنا چه قد ضعیف بودم تو نوشتن ! چه قد پیشرفت کردم :|

  2. حسین پنهان گفت:

    لفظ نا امید کننده نزن همینشم خیلی خوبه
    بعضیا همینو هم نمیتونن نوشتن ادبیات فارسی خیلی گستره ی زیادی داره به خاطر همین سخته
    انواع واژه ها و…

  3. mehdisayahi گفت:

    watch dogs هم اضافه شد به open-world ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *