برلین با شکوه | نقد و بررسی عنوان Wolfenstein: The New Order
بعضی از عنوانها کنار بحث نقد و بررسیشان نیازمند تحلیل مطلبی هستند که در بازی به طور خاص به مخاطبین خاص منتقل میکنند و این مخاطبین آنها را به طور کامل درک میکنند. سوژه ناب ولف انشتاین منتشر شده برمیگردد به تغییر فرضی موضوعی تاریخی که یک سوی آن رهبری خودکامه و دارای عقایدی عجیب و ناملموس و همچنین ضد حقوق بشر بوده است. فرضی بر داستان که اگر در تاریخ اتفاق می افتاد فاجعه ای عظیم و غیر قابل باور دنیا را فرا میگرفت. فرض پیروزی آدولف هیتلر در جنگ جهانی دوم بر نیروهای متفقین و حکمرانی او بر سرتاسر دنیا! برای شناخت هیتلر همین دو جمله و دو سطری که خدمتتان ارائه میکنم شاید کافی باشد:" اصل تساوی حقوق و برابری نژادها و اقوام مختلف با یکدیگر حرف یاوه ای است.(نطق هیتلر – مونیخ در آوریل ۱۹۹۲)" اما جمله دوم که به کل موضوع دخالت مردم در حکومت کشورشان را موضوعی عبث میپندارد:" صلح جهانی و همکاری بین المللی همه یاوه است باید به مردم بیاموزیم دموکراسی سرابی بیش نیست. (نطق هیتلر در مونیخ در ۲۲سپتامبر ۱۹۲۸)" به نظر شما حکومت چنین فردی بر دنیا چه پیامدهایی دارد؟ به نظر شما کسی که هزاران یهودی و مردم بی گناه را در کوره های آدم سوزی سوزاند و خیلیهای دیگر را از فرط گرسنگی و تشنگی از بین برد چگونه است؟ نظر شما راجع به کسی با این چنین عقاید و پیشرفت عجیب نظامی و تسلیحاتی چیست؟ تیم سازنده بازی با انتخاب سوژه ای این چنین ارزشمند و قابل تامل شما را به تجربه ای عجیب از بازیهای ویدئویی فراخواند و در این امر و با ساختن چارچوبی نسبتا قدرتمند تا حدود زیادی توانست به هدف خود دست یابد. با ما برای نقد این عنوان پر محتوا همراه باشید.
عنوان : Wolfenstein The New Order
سازنده : Id Software
ناشر : Bethesda
پلتفرم تست : Pc
سبک : First Person Shooter
انتشار : ۲۰ May 2014
روایت پیوسته
ماجرای بازی روند قهرمان پرورانه را داراست. مانند نسخه های قبلی این فرانچایز بازی دارای یک شخصیت با آرمانهای ارزشمند و البته از همه مهمتر میهن پرستی میباشد که با تیم شدن با گروههای مقاومت قصد نابودی و براندازی حکومت مستبد هیتلر که بر جنگ پیروز شده است را دارد. بازی به جهت معرفی و ساخت شخصیت اصلی بازی حرف چندانی برای گفتن ندارد, ولی خوب هدف نویسنده نیز این نبوده است! هدف ارائه یک روایت خوب و منظم و پیوسته از داستان بازی بوده است که با معرفی دو سه شخصیت منفی بازی و میزان خشونت و اخلاق ضد انسانیت آنها قصد دارد تلخی و ظلم حاکم بر حکومت آلمانها را بیان نماید و در این امر نیز موفق است. بازی قصد دارد در کنار تمام تلخیها و زشتیها و خشونت ها روایتی از عشق بین بلازکویچ و آنیا را به داستان بازی تزریق کند که کمی از بار ناملایمات کاسته شود و مانند نسخه بازگشت به قلعه ولف انشتاین تماما جو بازی سنگین و تیره نباشد. عشق بوجود آمده بین این دو نفر قابل لمس است و میشود آن را به خوبی درک کرد و به شخصه با تزریق این احساس در بازی موافق هستم. بهانه ورود شخصیت اصلی بازی به موضوع قابل باور است. بلازکویچ ۱۴ سال در یک تیمارستان تحت پرستاری آنیا را سر کرد تا بعد از یک وقفه طولانی و در اغما بودن به دنیا بازگردد و به کمک آنیا به گروه مقاومت برلین بپیوندد و دخل نازیها را بیاورد. چند انتخاب در بازی وجود دارد که میشود گفت تلنگری برای عدم یکنواختی مطلق داستان است که قابل تامل است. روایت داستان خیلی بهتر از نسخه های قبلی این سری است و به گونه ای میباشد که شما میتوانید روی داستان بازی حساب کنید و منتظر باشید ببینید چه اتفاقاتی در انتظار شما خواهد بود! اما موضوع شخصیت پردازی بازی چه برای آنیا و چه شخصیت اصلی و چه شخصیت منفیها چندان لایه بندی شده و عمیق نیست. عشق بین آنیا و بلازکویچ چندان پرمحتوا نیست! شاید عشق پرمحتوا را بشود در مکس پین دید! به هرحال درشت اندام بودن و صدای بسیار زمخت بلازکویچ و خشونت بی حد او کمی از بار احساسی بازی کم میکند و از طرفی عشق بین این دو نفر نیز در جاهایی از بازی آتشین جلوه میکند که کمی پارادوکس گونه تفسیر میگردد. بازی در بخش داستانی خوب نگاشته شد و روایت آن از بحث شخصیت پردازی پیشی گرفت و باید به سازندگان برای این بخش آفرین گفت و این پیشرفت جلوه خوبی برای این بازی بود.
یکنواخت
در بخش گیم پلی ایرادات زیادی وجود دارد. بازی دچار یک مرضی به نام یکنواختی میشود. کشتن غولهای فلزی و کشتن سربازان که به تعداد زیاد دور و بر شما وجود دارند بعضا خسته کننده میشود و این کشش داستانی بازی هست که شما را مجاب میکند تا بازی را به پیش ببرید. سلاح های متنوعی را در بازی به دست خواهید گرفت و نیز خلاقیت های خوبی مانند بریدن فنس ها با دستگاه جوش آتش و غیره نیز بعضا آتش عصبانیت از یکنواخت بودن بیش از حد گیم پلی بازی را خاموش میکند. محیط بازی وسعت نسبتا خوبی دارد. اتمسفر بازی به شدت مریض گونه و سنگین است که اقتضای همچنین بازی نیز همین است. خشونت بازی بالا هست و ریتم گیم پلی بازی هم واقعا خوب از کار درآمده است. طراحی محیطهای متنوع نیز باعث جذابیت خوب بازی میشود. میرویم سراغ بخش مخفی کاری بازی که واقعا نا امید کننده است. هوش مصنوعی بازی که قرار بود در بخش گرافیک صحبت کنم ترجیحا همینجا بررسی میکنم و باید بگویم که واقعا تیم سازنده در این بخش ضعیف عمل کرده است و هیچ حرفی برای گفتن ندارد. از پشت به راحتی به دشمنان حمله کنید و با دو سه عکس العمل که خیلی هم کم تعبیه شده اند دخل آنها را بیاورید. جسدها روی زمین,سر و صدای کشته شدن دشمنان از پشت سر,بعضا حتی صدای شلیک گلوله ها ولی کو گوش شنوا از دشمنان!! در مبارزات با رباتهای آهنی نیز ساده ترین راه برا مبارزه انتخاب شده است و هیچگونه سختی در پیش نخواهد داشت برخلاف بازی بازگشت به قلعه ولف انشتاین که بعضی از مراحل واقعا ریختن عرق زیاد پشت سر گذاشته میشد. در مجموع بخش سریع کشت و شتار رو در رو قابل قبول ولی بخش مخفی کاری بی دردسر و کاملا نا امید کننده است.
پر از خالی
ساخت موسیقی برای چنین بازی واقعا دشوار است. بازی هم تم سنگین و تیره دارد,هم بار احساسی و عاشقانه و هم بار حماسی و قهرمان پرورانه! موسیقی منوی بازی تا حدودی شما را درگیر موضوع بازی میکند ولی موسیقی داخل بازی و کات سینها چندان که باید و شاید ریتمیک و همراه با جو بازی و شخصیتها نیست. اگر به ریتم سریع گیم بازی یک موزیک درگیرکننده تر و کوبنده تر ارائه میشد و در برخی مراحل که بار احساسی بیشتری داشت مانند کشته شدن نیروهایتان و یا کات سینهای شما و آنیا خیلی بهتر میشد که مخاطب درگیر داستان بی نقص بازی شود. موسیقی عناوینی چون رستگاری سشرخپوست مرده,مکس پین,آلن ویک,باران شدید و غیره نمونه های بارز موسیقی های ریتمیک و همراه با تم بازی هست که واقعا رویشان کار شده بود و در مقایسه با آنها نمیشود امتیاز کامل را به این بازی در این بخش را داد. بخش صداگذاری بازی علی رغم تمامی باگهایی که وجود داشت و ناهمخوانی لبها با صداگذاریها که بعدا با ارئه پچها رفع شد ولی نمره قابل قبولی را دریافت میکند زیرا دوبله شخصیت های خوب از کاردرآمده بود و به ویژه شخصیت اصلی بازی دارای دوبله ای عالی بود که نشان میدهد دوبلورهای بازی کارشان را خوب انجام داده اند.
به شکوه کاخها
در شروع بحث این بخش اول بگوییم که بازی درای دو بعد فنی و هنری به طور متوسط هست. بخش هنری بازی قابل قبول هست. دورنماهای ساختمانها و شهری مملو از نازیها و سلاح های پیشرفته قابل ستایش است ولی بازی در بخش گرافیک فنی مملو از باگ و ایراد هست. موتور Id Tech 5 انتشار بیشتری ازش میرفت. مشکل دیر لود شدن تکسچرها عمده ترین معضل بازی است. بازی نورپردازی واقع گرایانه و دینامیکی ندارد,نورپردازی دینامی شاید عنوان آلن ویک مثال خوبی برای آن باشد. نورپردازی با سایه های مشکل دار و عدم عمق کافی و بازتاب نامناسب آن واقعا قابل بحث نیست. طراحی محیط نسبتا خوب کار شده ولی میشد که بازی دارای جزئیات بالاتر و با کیفیت تری نیز باشد. طراحی چهره ها و البسه خوب کار شده است. طراحی سلاح ها و دشمنان و تنوعشان نسبتا خوب است. طراحی محیط و به ویژه ساختمانها خوب کار شده است. بازی کاملا مشخص است سنخیتی مشابه با بازی ریج دارد. مشکل دیر لود شدن تکسچرها در هر دو بازی مشاهده شد ولی رفع نشد پس سزاوار این است نمره ای در مجموع از آن بکاهیم. حرف چندانی در این بخش نمیشود زد ولی باید گفت استفاده خوب و طراحی جالب هنر در کنار فن تقریبا به طور مساوی در بازی از نکات کاملا حرفه ای و خلاقیتی بدیع بود که از آن میشد لذت برد. تم بازی نیز کاملا تیره و سنگین بود که غیر از این هم انتظاری نمیشد داشت. بحث تخریب پذیری بازی هم در جای خود قابل قبول بود و میشد نمره قبولی را به آن داد.
ختم کلام
عنوان ولف انشتاین بعد از نسخه قبلی بازی در سال ۲۰۰۸ قدم خوبی برداشت و میشود گفت اشتباهات نسخه قبلی را تا حدود زیادی جبران کرد. بازی ارزش تمام کردن را دارد و نیز باید گفت تیم سازنده با نظرسنجی که به عمل آورده است احتمال فراوان به سراغ ساخت نسخه دوم از همین عنوان هم برود. بازی بازخوردهای خوبی را داشت و دارد و در مجموع دارای داستانی جالب,گیم پلی سریع,گرافیکی هنری خوب و همچنین صداگذاری قابل قبولی است. اگر دلتان برای نازی کشی تنگ شده است همین امروز به سراغ تهیه این عنوان بروید.
عالی بود . خیلی وقت بود که منتظر چنین نقد حرفه ای بودم
این بازی یک بازی سلیقه ای
مثلا من خودم سلیقم نسبت به این بازی فرق میکنه و برا من واقعا بازی خیلی جذاب با نمره۹.۵بود.
بازم ممنون بابت زحمتی که کشیدید
ممنون فرشید جان. قسمت نشده بازی کنم ولی به هر حال هر چند بازی تخیلی هست ولی همین که توی جنگ جهانیه یعنی فوق العاده!
درود
خیلی خوب بود و با همه ی نکات مثبت و منفی که گفتید کاملا موافقم.این بازی همچین چنگی به دل نمیزنه ولی برای سرگرمی بدک هم نیست.
من اگر میخواستم نمره بدم که برای موسیقی و گرافیک خیلی کم بهش نمره میدادم
بابا ABS این گرافیکش عالیه شما نگاه کن تصاویرو رو کمی از واچ داگز نداره این گرافیکش
کاملا بازی مزخرفی بود با حجم ۵۰ گیگ نمره ی ۸ هم از سرش زیاده
والا
بازی درگیر کننده ای بود.البته استدیوی سازنده هم تازه کار بوده.ساخت بازی همچین آسون هم نیست…
بعضی المان ها از بازی های معروف قدیمی به نظر میاد برداشته شده باشه مانند نشستن در رباط که در کوآیک ۴ هم شاهد این ماجرا بودیم.