فنون نویسندگی (قسمت اول)
من نویسنده هستم !!!
اگر بخواهم نویسنده را به شغل های دیگر تشبیه کنم می توان گفت همچون : یک سرمربی ، سردار جنگ ، گارگردان فیلم و …. می باشد .
بله نویسندگی نیز همچون شغل های بالا سخت است ، اگر دقت کنید نویسنده مانند تمامی شغل های بالا نیاز به تفکر پویا دارد اما نه هر تفکری ؛ تفکری که باعث خلق یک چیز جدید باشد . هر یک از ما انسان ها برای خود نویسنده هستیم و با توجه به برداشت خود نسبت به یک رویداد می توانیم نظرات خود را بیان کنیم و آن چیزی را که دیده ، شنیده و لمس کرده را به نحوی بیان کنیم ، این قسمت کوتاهی از نویسندگی می باشد ، یک نویسنده خوب از تمامی حواس پنجگانه خود استفاده می کند تا با توجه به آنچه که در ذهن خود و آن چه که در بیرون ذهن خود با تمام حواس خود لمس کرده را مخلوط و یک اثر هنری خلق کند ؛ بله اشتباه نکنید نویسندگی نیز یک هنر است ، ما برای آشنایی بیشتر با قواعد آن شما را به خواندن نکات مهم نویسندگی دعوت می کنیم ؛ با ما همراه باشید …….
شرط های مهم برای یک نویسنده :
۱- نویسندگی نیاز به داشتن ذوق و استعداد دارد و از این نظر بسیار شبیه شاعری می باشد ؛ اگر کسی ذوق و استعداد شاعری نداشته باشد هر قدر هم در علم نویسندگی ماهر باشد فایده ای نخواهد داشت و باید حتما دو گوی طلایی یعنی علاقه و استعداد را با خود داشته باشد تا به نویسنده ای ماهر تبدیل شود .
۲- نویسندگی علمی نیست که قواعد و ضوابط دقیق و غیر قابل تغییر ، مانند ریاضیات یا پزشکی و امثال آن داشته باشد ، بلکه نوعی هنر یا فن است که بیشتر اصول و قواعد ۀن ، از روش نویسندگان بزرگ تخذ شده است و مقداری نیز حاصل تجربیات شخصی است . اما در هر حال نویسندگی ، صناعت است ، مهارت یافتن در آن مانند هر صناعت دیگر سه شرط دارد .
۱- استعداد ۲- شناخت مواد و ابزار و قواعد کاربرد آنها ۳- کارورزی
۳- قدم اول نویسندگی خواندن آثار نویسندگان بزرگ است . به عبارت دیگر ، نویسندگی خوب از مطالعه نوشته های خوب سروع می شود . آندره موروا نویسنده مشهور معاصر فرانسوی در این باره می گوید :
بهترین روش کارآموزی برای نویسندگان مبتدی و جوان ، خواندن آثار بزرگان ادب است . مطالعه دقیق این گونه آثار ، راه و روشی را که برای به وجود آمدن آثار بزرگ طی شود ، به نویسنده مبتدی می نماید .
۴- قدم دوم در این کار ، تمرین و ممارست است . نویسندگی مانند بسیاری از فنون دیگر ، بلکه بیش از هر کاردیگری تمرین لازم دارد . هیچ نوازنده ای یا نقاش یا مکانیک اتومبیل با خواندن کتاب هایی که در قلمرو این فنون نگارش یافته ، نوازنده و نقاش و مکانیک نشده است . کار نگارش و نویسندگی نیز چنان است . تنها با خواندن کتاب های آیین نگارش و آداب نویسندگی ، امکان نویسندگی برای کسی فراهم نمی شود . از این رو باید حتی الامکان ، هر روز و هر شب نوشت و از انتقاد دیگران نهاریسد .
۵ – رعایت تعادل بین لفظ و معنا . قدیم نثر مسجع معمول بود ، اما امروز نثر مرسل و ساده نویسی معمول است. سابقا الفاظ بر معانی حکومت داشتند و معنا را قربانی لفظ می کردند ، اما امروز به معنا اهمیت می دهند و دو واقع باید هر دو را رعایت کرد. از نویسنده بزرگی پرسیدند : لفظ و معنا کدام مهمتر است ؟ او در جواب می پرسد : دو طرف قیچی کدام یک برنده تر است ؟
۶- نویسنده خوب کسی است که خوب بیندیشد و مطلب تازه و بکر در اثر خود منعکس کند . این به آن معنی است که بسیاری از نویسندگان با مطالعه آثار افراد دیگر سعی در تغییر آن و با تغییر فنی در آن دوباره آن را به اسم خود منتشر کنند ، اما نویسنده ای موفق است که بتواند با ابزار و اطلاعاتی که در مورد موضوعی دارد خود اثری تازه خلق کند نه بیان گفته های نویسندگان دیگر .
۷- ابتکار و نو آوری و محتوای ارزنده و بکر . نوشته خوب ، نوشته ای است که موضوع تازه و مطلب جدیدی طرح کند و موج تازه ای ایجاد نماید و اگر تازه نیست حداقل لباس نو به تن داشته باشد .
۸- شروع کردن با مقدمه مناسب و خودداری از طرح مقدمات دور و یا شروع نوشته بی هیچ مقدمه ای
۹- حسن مطلع و حسن ختام . باید نوشته را از جای جالبی شروع کنیم تا جاذبه پیدا کرده ، خواننده را جلب کند و چنان ختم کنیم که در خواننده اثر بگذارد.
۱۰- خودداری از جمله بندی های طولانی و ادای مطلب با جمله های کوتاه و رسا .
۱۱- رعایت عفت قلم
۱۲- انتخاب تیتر های جاندار و جالب برای مقاله و اسم جالب برای کتاب . تیتر خوب و کشنده چه در کتاب و چه در مقاله ، نیمی از مطلب است . تیتر های فرعی نیز نباید فراموش شود.
پایان قسمت اول – منتظر قسمت دوم باشید ……
خوب بود . ممنون
مقاله عالی بود
خواهش می کنم دوست عزیز
آفرین خوشم اومد زیبا و درست نوشته بودی
تشکر و خسته نباشی
ممنون عزیز
واقعا عالی بود دانیال جان.بهت بخاطر این همه علم و دانشی که داری تبریک میگم داداشم.
سلام مارو به امام رضا برسون.
موفق باشی داداشم.منتظر قسمت بعدیش هستیم.
ممنون عباس جان ، شما همیشه به ما لطف داشتی .
دست امام رضا یارویاورت عزیز
اختیار داری داداشم.خیلی عزیزی
واقعا عالی بود منتظر قسمت دوم هستیم
ممنون دانیال جان .
جالب بود
من به شما به عنوان استاد نگاه میکنم و یک سوال از محضرتان دارم.
وقتی هیچ موضوعی نیست و هیچ هدف و نظر و دلیلی برای یک نوشته چه باید کرد {چقدر این قلم خشک شده باید روغن کاری بشه}
این درسته
.
هی بنویس و بنویس
از هر چرت پرتی که به ذهنت میاد بعد یه داستان خوب پیدا میشه بعد تو ادامه ش میدی؟ اینم نویسندگیه
اگه چیزی میدونید خواهش خواهش میکنم راهنمایی کنین حتی تا جایی که حدس و گمان میزنید و نظر شخصی دارید
سلام و درود بر شما
ببین دوست عزیز تا زمانی که شما هدفی برای نوشتن نداشته باشد نویسنده نخواهید شد ، اگر مبنای شما برای نویسنده شدن بدون هدف ملاک ( هی بنویس و بنویس) باشد بهتر است کتاب های مختلف بخوانید . اما نظر بنده برای مشکل شما که هدفی و یا موضوعی خوب نمی بینید سعی کنید حتی از چیز های خیلی کوچک و اتفاق های روز مره مخصوصا در آخر شب مطلبی تهیه کنید و آن ها را بنویسید و یا همچنین از چیز های خیلی کوچک مثل تجربه یک ورزش و یا یک بازی نیز می توان آن چیزی را که تجربه کرده اید را بنویسید و برای نوشتن این مطالب نیاز به ابزار دارید که ابزار شما ذوق و کلمات و جمله بندی های خاص شماست که به نوشته شکل و به اثر تبدیل می گردد . شما باید از همین الان سبک نوشته های خود را مشخص کنید . بسیاری خیلی خشک و بد شکل می نویسند بسیاری مانند دوست خوبمان محمد علیخانی روان می نویسند یعنی سطح نوشته یک خط را طی نمی کند نوشته افت و خیز دارد و همین است که نوشته را جذاب می کند . سعی کنید اتفاقات و یا آن چیز هایی را که قصد توصیف دارید را خیلی راحت ساده و با چیدن صحیح کلمه در کنار یک دیگر بیان کنید تا جمله شما کوتاه ، زیبا ، و همچنین تمام مفهوم آن چیزی را که تجربه کرده اید را بیان کند .
استفاده کردیم . حتما قسمت های بعدی رو هم بزار . ممنون