تیمارستان وحشت |نگاهی کامل تر به The Evil Within
متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلاتی که هم اکنون در صنعت گیم جهانی وجود دارد بازی های سبک Survival Horror یا همان بازی های ترسناک و دلهره آور هستند . مشکل اینجاست که با گذشت زمان این بازی ها کم کم از سبک اصلی خود یعنی ترسناک بودن دور شده اند و به سبکی دیگر یعنی سبک اکشن روی آورده اند . وقتی در بازی های ترسناک سبک اکشن به سبک ترسناک چیره شود معنی و مفهومی از ترس باقی نخواهد ماند … بازی های مشهوری به این دردسر بزرگ دچار شدند . بازی هایی که نامشان در لیست بزرگترین بازی های ترسناک بود … عناوینی مانند Resident Evil , Dead Space و … .
بازی Resident Evil یکی از بازی هایی است که به دست استاد بزرگ یعنی شینجی میکامی ساخته میشد . آقای میکامی یکی از معروف ترین لقب های این سبک را دارا میباشد یعنی پدر سبک ترس . شینجی میکامی توانست با ساخت نسخه های اولیه ی بازی Resident Evil این لقب را برای خود جاودانه کند . بازی Resident Evil 4 را میتوان جزو آخرین بازی و بهترین نسخه از سری بازی های Resident Evil محسوب کرد که توانست با فروش فوق العاده ی خود روی کنسول های نسل ششم و نسل هفتم و همچنین Pc خیلی مشهور تر و محبوب تر از نسخه های دیگر شود . بعد از نسخه ی چهارم بازی دیگر آقای میکامی دخالتی در بازی های Residen Evil نداشت و از همینجا بود که سیر افولی این بازی آشکار شد و دیگر نتوانست محبوبیت گذشته خود را بدست آورد . نسخه ی ششم این بازی یک اکشن و شوتر به تمام معنا بود که کمترین حس ترسی در آن دیده نمیشد . بعد از مدت ها دوری از بازی سازی آقا میکامی باز گشته تا دوباره حسی به بازیبازان القا کند … حس ترس … استرس … دلهره ی واقعی از بازی های رایانه ای … همانطوری آقای میکامی گفته است این نسخه از بازی یعنی بازی The Evil Within آخرین بازی خواهد بود که توسط او ساخته خواهد شد و بعد از انتشار این عنوان از دنیای گیم خدا حافظی خواهد کرد . بازی او قرار است برای کنسول های نسل هفتم و هشتم و Pc منتشر شود و دوباره موجی از ترس و هیجان را بگستراند … .
یکی از دلایلی که شاهد افت روز افزون سری بازی های Resident Evil هستیم همین کمپانی Capcom است که امکانات لازم را برای ساخت و انتشار یک بازی فراهم نمیکند . برای همین اینبار شینجی میکامی به ناشر های ژاپنی رو نزده و به ناشری قدرتمند تر فکر کرده است . ناشر بازی کمپانی محبوب Bethesda که توانسته تا کنون بازی ها خوبی را انتشار دهد که از جمله مهم ترین آنها میتوان به بازی قدرتمند Dishonored اشاره کرد که واقعا زبان زد عام و خاص شد . استدیویی که وظیفه ی ساخت این عنوان را بر عهده گرفته است Tango Gameworks است .
سباستین کاستلانوس در دنیای واقعی
داستان بازی در مورد فردی است بنام سباستین کاستلانوس که کار آگاه جنایی نیز میباشد که در یک روز بارانی و تاریک به صورت اتفاقی جواب یک بیسیم خیلی ضروری را میدهد . تنها چیزی که در بیسیم شنیده میشود در خواست کمک عاجزانه ی فردی است که در تیمارستانی زندانی شده است . سباستین به سرعت به کمک گروهی از همکارانش راهی آنجا میشود … در تیمارستان را باز میکند … آری … چیزی که بیشتر از همه او را آزار میدهد بوی خونی است که در فضا پیچیده است … بوی خون آن هم این وقت شب هیچ خبر خوشی را به دنبال ندارد … سباستین با غلبه بر ترس جلو میرود تا اینکه به دستگاهی میرسد که در آن میتوان فیلم دوربین های مداربسته را چک نمود . در همین لحظه است که او با صحنه ای عجیب مواجه میشود …. موجودی بسیار عجیب در فیلم ضبط شده وجود دارد که در جا جان چند نفر از خدمه ها را گرفته است … در همین لحظه است که او حس میکند چیزی پشتش قرار دارد , بله همان موجود عجیبی است که در فیلم بود … در همین لحظه با چیزی شبیه به چاقو به شخصیت اصلی داستان یعنی سباستین حمله میکند و او را بیهوش نقش بر زمین … .
مدتی بعد از اینکه سباستین به هوش می آید همه چیز را تیره و تار میبیند تا اینکه متوجه میشود به نحوه ای کله با شده است و مانند یک تکه گوشت به سقف متروکه ای آویزان است . طولی نمیکشد که قصابی را میبیند که با ساطور بزرگ خود بر گوشت ها میکوبد و آنها را له و لورده میکند . در همین زمان است که چشمش به چاقوی روی گوشت می افتد و سعی میکند تا با تاب دادن خود به سمت گوشت چاقو را بردارد و خود را از مهلکه خلاص کند . بعد از آزاد شدن نوبت به پیدا کردن کلید و فرار کردن میرسد که خیلی هم کار سختی نیست … در طی این لحظه قصاب , چشمش به سباستین می افتد و تعقیب و گریزی در این مسیر در میگیرد که موجب میشود یکی از پا های سباستین به وسیله ی اره موتوری که قصاب دارد مجروح شود و آسیب ببیند . بعد از تمامی این در گیری ها بالاخره سباستین موفق به فرار میشود .
وقتی سباستین از تیمارستان خارج میشود انگار آخرالزمان است , هیچ چیز مثل قبل نیست , همه چیز عوض شده است . زمین ترک برداشته و گودالی بزرگ در آن بوجود آمده , آب و هوا تغییر کرده است که هیچ حس خوبی به انسان نمیدهد و از همه مهم تر هیچ کس جز ماشین های پلیس بدون سر نشین در محوطه وجود ندارد … گویی که سباستین تنها شده است .
یکی از هیولا های عجیب غریب بازی
در قسمت هایی از بازی فقط مخفی کاری حاکم میشود که در اینصورت استفاده از چاشنی اکشن موجب مرگ ۱۰۰% سباستین خواهد شد . در برخی از موارد هم هشدار هایی در بالای صفحه منتشر میشوند که ضرورت انجام اکشن یا مخفی کاری را بیان میکند . مثلا در برخی از موارد مانند مورد قصاب بازی حکم مخفی کاری و فرار کردن را دارد و میخواهد به نحوه ای غیر مستقیم به ما بفهماند که اگر حتی کمی از چاشنی اکشن بهره ببریم کارمان تمام است و این کار خیلی سریع هم صورت میگیرد چرا که با هیکل و ابزاری که قصاب در بازی داشت میتواند با یک ضربه ی حتی کوچک هم ما را به صورت کامل از پای در آورد .
در قسمت دوم گیم پلی بازی که بر خلاف قسمت مخفی کاری قسمت اکشن است و هیجان بیشتری در آن دیده میشود باید از سلاح های مختلف استفاده کرد و دیگر جای فرار نیست چرا که همان موجودی که قبلا از دستش فرار کردیم و آنها را زنده نگه داشتیم در آینده بلای جان ما خواهند شد و مشکلات زیادی را برای ما بوجود خواهند آورد . گیم پلی اکشن بازی بر خلاف بازی قبلی آقای میکامی خیلی آسان هم طراحی نشده است . سلاح های مشهور بازی بیشتر در چند سلاح سبک و دستی مثل هفت تیر یا رولور ساده شده اند و بمب های پیچیده ای که با کار گذاشتن آنها در یک حرکت کار دشمن را تمام میکند .
نوار سلامت بازی هم نوار قرمز و سیاه رنگی است که در سر تا سر و پایین صفحه وجود دارد که میتوانید از طریق از میزان سلامت یا آسیب دیدگی خود مطلع شوید و اگر اوضاع خیلی بهرانی بود از ابزار مختلفی برای بهتر شدن استفاده کنید .
شباهت زیادی بین این تصویر و یکی از مراحل بازی RE وجود دارد
در تریلر هایی که تا کنون از بازی منتشر شده است همین سلاح های محدود اعلام شده اند و فعلا خبری از سلاح های دیگر نیست و باید تا انتشار خبر های جدید تر منتظر بمانیم . در هنگام کار با رولور بر عکس بازی Resident Evil 4 هیچ گونه لیزر قرمز رنگی در بازی وجود ندارد و نشانه ی بازی هم مانند خیلی از نشانه های اسلحه های بازی های سوم شخص ساده طراحی شده است که در هنگام زوم کردن , دوربین بازی کمی به شخصیت اصلی بازی نزدیک میشود .
نکته ی بعدی در مورد تریلر های سینماتیکی است که در حین بازی به نمایش در می آیند . در بیشتر صحنه های بازی و صحنه هایی که تاکنون از بازی شاهد بوده ایم وقتی از گیم پلی به قسمت تریلر های سینماتیک میرسیم نسبت طول به عرض تصویر کاهش پیدا میکند که این عمل عملا باعث میشود تا حس یک بازی سینماتیک تر به بازیباز القا شود . یعنی در قسمتی که ما شاهد یک میان پرده از بازی هستیم قسمتی تیره رنگ به بالا و پایین صفحه ی مانیتور ما اضافه خواهد شد که کیفیت و بافت تصاویر را در آن قسمت خیلی جالب تر میکند . همان قابلیتی که هم اکنون کارگردان بازی The Order 1886 نیز به بازی خود اضافه کرده و البته ۳۰ فریم بودن بازی که حس یک بازی سینماتیک کامل را به انسان میبخشد .
بازی در قسمت گرافیکی هم توانسته خیلی موفق ظاهر شود , با توجه به نمایش هایی که تاکنون از این بازی منتشر شده است لوکیشین یا مکان های مختلفی مانند : راهرو , تیماستان , خیابان , کلبه و … را شاهد بودیم که در کدام هم از بافت و گرافیک خاصی برخورداد بودند و میتوانیم از جهت گرافیکی مطمعن باشیم که بافت ها و گرافیک کلی بازی در هر مکانی خوب کار شده است و مشکلی از این بابت وجود نخواهد داشت .
تنها ضعفی که این بازی میتواند در قسمت گرافیکی داشته باشد , میتوان به پایین بودن گرافیک نسخه ی کنسول های نسل هفتم اشاره کرد که ممکن است خیلی موفق ظاهر نشود . البته هیچ اطمینانی هم از این مورد نیست و ممکن است گرافیک بازی در نسل هفتم و خیلی عالی کار شده باشد چون تا کنون نمایشی از این نسخه از بازی ( نسخه ی نسل هفتمی ) منتشر نشده است و باید منتظر ماند و دید که چه خبری میشود .
Psycho Break : نام بازی The Evil Whithin در زمین مادری اش
کلام آخری که در باره ی این بازی اهمیت دارد نام دوم این نسخه در کنار نام The Evil Whithin است . همانطور که بازی The Resident Evil در ژاپن یعنی جایی که ساخته میشود با نامی دیگر شناخته میشود بازی The Evil Whithin هم از این قاعده مستثنا نیست . بازی Resident Evil در ژاپن با نام مشهور Bio Hazard شناخته میشود و عنوان جدید شینجی میکامی هم در ژاپن با نام Psycho Break یا همان شکست روانی شناخته میشود . در آخرین مصاحبه ی شینجی میکامی مشخص شد که این بازی از دو بخش شکست و روان تشکیل شده است که به دو بخش از گیم پلی بازی یعنی داستان و معما های این عنوان اشاره دارد . از تریکیب دو عنصر مهم شکست و روان , شکست روانی یا با اصطلاح همان جنون بوجود می آید . جنون هم همان چیزی است که شینجی میکامی بیشتر از همه چیز دوست دارد تا آنرا به دیگران انتقال دهد !
واقعا بازی ترسناکیه.
عالی بود. ممنون.
با تیترش کلی کیف کردم . ممنون
ممنون بابت خبر
مقاله بودا:D
محم اینه که تشکر کرد . بیخیال :)
البته منظورم مهم بود :)
:D
خدایی بازی ترسناک اگر خوب باشه از صدتا بازی اکشن بهتره . هیچوقت اویل ۲ و سایلنت هیل رو یادم نمیره خیلی ترسناک بودن
این عنوان مطمعنا میتونه خاطراتی رو از اون بازی ها براتون زنده کنه
رزیدنت اویل که تا یجایی خیلی مشتی بود بعد از نسخه ۵ دگ خراب کرد بقول آقا دانیال ما بازی دلهره آور و ترسناک کم داریم اکشن که زیاده اویلم رفت سمت اکشن دگ بد شد براش.
انشالله این یکی خوب باشه.
از نظر بنده سری بازی های رزیدنت اویل از نسخه ی چهارم به بعد سیر افولی خودشو شروع کرد و دیگه تبدیل به یه بازی به اصطلاح زامبی کشی شد
ممنون دانیال جان
من که زیاد حال نمیکنم با این ژانر ترس
خواهش میکنم . بالاخره هر کسی یه سلیقه ای داره
باید جالب باشه ممنون بابت مقاله.. خیلی زیبا بود
بسیار زیبا