فراتر از یک سرگرمی|زندگینامه هیدئو کوجیما

همیشه یک قدم جلوتر و بالاتر بودن ارزشمند است. کسانی در بین خیل عظیم بازیسازان,فیلم سازان,ادبیاتیها,شعرا و… خاص خواهند بود که حرف جدیدی را برای گفتن داشته باشند و یک قدم از بقیه جلوتر باشند. نویسنده ای در بین نویسندگان موفق است که معیار جدیدی را تعریف کند. حرف تازه ای داشته باشد و به سراغ کشف نشده ها و حرف نزده شده ها برود و بتواند موضوع جدیدی را به چالش بکشد. هیدئو کوجیما بازیساز و کارگردان مشهور دنیای بازیها شخصی بوده و هست که همیشه در دنیای بازیهایش حرف تازه ای داشته است. او دنیای بازیها را به گونه ای دیگر تعریف کرده است. او ادبیات شنگین و مفهومی,استعارات زیبا و پرمعنا و همچنین دنیای مسحورکننده سینما در قالب بازیهای رایانه ای روانه منزل بازیبازان کرد. همین مورد باعث شد تا در سال ۲۰۰۸ او رتبه ۷ام را در بین ۱۰۰ کارگردان برتر از مجله Edge کسب کند! دنیای بازیها به اشخاصی همچون کوجیما نیاز دارد تا دنیای بازیها را دگرگون کند,حرف هایی بزند که جدایی از بحث سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت, بتواند چشم و گوش ها را باز کند و این را بدانیم هر چیزی اعم از سینما,بازیها و یا شعر و ادبیات اگر بتوانند لحظه ای منجر به اندیشیدن مخاطب شوند ارزشمند است! کوجیما با آثار ارزشی و مفهومی خود عملا انزجار خود را از بمب اتم و دنیای پر هرج و مرج نشان داده است. همیشه بایستی حرف جدیدی زد. باید ناهنجاریها را کشف کرد و آنها را به روشی صحیح با راه حل درست نشان داد. دنیای بازیها فارغ از سرگرمی بودنش باید ارزشی باشد. هیچ مانعی برای سرگرم کننده بودن آن نیست,اما اگر در کنار گیم پلی ناب و گرافیک چشم نواز, بتوان دردی را بیان کرد,معضلی را مطرح و انزجار از آن را بیان کرد آن وقت است که میشود گفت بازیها حرف مهمی دارند. آن وقت در کنار مخاطبین همیشگی بازیها,مخاطبین جدیدی به این طیف گسترده اضافه میشوند. آن وقت میشود در دنیای بازیها فکر کرد, تدبیر کرد و فهمید. هیدئو از سرزمینی آمده است که تجربه تلخ بمب اتم را چشیده است. تجربه وحشتناکی که تا چندین و چند سال هنوز که هنوزه,آثار منفور به جا مانده از آن اتم خانمان سوز بر روی تن و بدن و افکار مردم زخم خورده و بچه های بی گناهش باقی مانده است. خلق صحنه های دردناک و اسف بار جنگ ها در بازیها,به راحتی میتواند آثار دردناک آنها را بر دیدگان نسل های جدید نمایان سازد و آنها را با واقعیت بی چون و چرای جنگ ها آشنا سازد,درد,رنج,فقر,فساد,بی بندو باری,خانمان سوزی,جنایت,عقب گردی فرهنگی,کشته شدن دالت,مروت,معرفت,منش و اخلاق,همه و همه آثار زشت جنگ ها هستند. اینها مواردی است که باید یک ذهن خلاق نویسنده و کارگردان یک فیلم و یا یک بازی بفهمد و باور کند و بعد به مرحله نمایش برساند. کوجیما از معدود شخصیتهایی است که آثار او همیشه آثاری با معنا و دارای مفاهیم ارزشی است.

003

هیدئو متولد ۲۴ آگوست ۱۹۶۳ است. ماه او با ماه تولد شینجی یکی است و از جهت سال ۲ سالی بزرگتر از وی است. به دلیل شرایط شغلی پدرش او برای ادامه زندگی به همراه خانواده اش به شهری در جزیره ای کوچک نقل مکان کردند که خود او معترف است ورود به آن شهر اتفاق خوبی برای ایده سازیهای او برای بازیهایش بوده است. وجود فضاهای طبیعی باز و بزرگ که او به راحتی میتوانست در آنها گشت و گذار کند. انجام بازیهای قایم باشک و دزد و پلیس که علاقه وافری به آنها داشت. او از همان دوران کودکی علاقه زیادی به داستان مخفی کاری و دزد پلیس داشت! در زمان کودکی وی هنوز دوران ساخت بازیهای مشهور ویدئویی نبود و استعداد بالقوه او کشف نشده مانده بود. کم کم بازیها وارد میدان شدند و او علاقه من به دنیای دیجتالی شد. او دستش از این موارد به دلیل وضع بد پدرش کوتاه بود برای همین بیشتر اوقات خود را صرف دیدن تلویزیون به ویژه فیلمهای سینمایی و علی الخصوص فیلم های وسترن میکرد. کم کم علاقه به نویسندگی در وجودش پدیدار شد اما خانواده و به ویژه پدرش از ورود او به دنیای هنر ناراحت بودند زیرا که پدرش برادری داشت که او نیز وارد هنر ده بود و اوضاع چندان مناسبی نداشت برای همین هیدئو را در دانشگاه وارد رشته اقتصاد و دارایی کردند. هیدئو حتی با وجود تحصیل در رشته اقصاد اندکی از علاقه اش به نویسندگی کم نشد,برای همین او شروع به نوشتن رمان و داستانهای جالبی در مورد موضوع بمب اتم کرد. او قصد داشت آنها را در مجلاتی به چاپ برساند ولی به دلیل حجم بالای آنها و نیز برای جلوگیری از پاشیدن نمک بر روی زخم مردم ژاپن در مورد بمب اتم آنها از انجام اینکار سرباز میزدند. هیدئو که توان مالی برای ساخت یک فیلم را نداشت برای همین جهت علاقه مندیش را بسوی بازیسازی انجام داد. او در دانشگاه با دنیای بازیها آشنا شده بود و به ویژه بازی سوپرماریو روی او تاثیر شگرفی به جای گذاشته بود. او در سال ۱۹۸۶ و در سن ۲۳ سالگی و در سال آخر دانشگاه وارد شرکت کونامی شد و در قسمت بازیسازی به عنوان طراح مشغول شد. هیدئو پس از ورود به شرکت Konami به سرعت به عنوان دستیار کارگردان بر روی بازی Penguin Adventure مشغول به کار شد. کار ساخت این عنوان در همان سال به اتمام رسیده و این عنوان در همان سال برای MSX منتشر شد. اگرچه هیدئو نیز در ساخت این عنوان سهیم بود اما اولین بازی که هیدئو واقعا بر روی آن کرده و نشان دهنده طرز تفکر او بود، عنوانی به نام Lost Warld بود!!. بله درست خواندید و هیچ اشتباه تایپی نیز رخ نداده است، نام این بازی دقیقا Lost Warld بود. این بازی که هیدئو نام عجیب آن را از ترکیب دو لغت War و World ساخته بود عنوانی با درونمایه جنگ جهانی بود که تا حدودی از سری بازی های Mario اقتباس شده بود. متاسفانه این بازی هیچگاه منتشر نشد و Konami که تصور می‌کرد این عنوان به علت مفاهیم سنگین خود شانسی برای فروش ندارد پروژه ساخت آن را در اواسط کار متوقف کرد.

hideo-kojima-web-crop-18624

پس از متوقف شدن پروژه ساخت LW هیدئو به سرعت مقدمات ساخت پروژه بعدی خود را فراهم آورد. عنوانی که سرآغاز یکی از بهترین و موفق ترین عنوان های نسل حاضر شد و توانست به چنان محبوبیت و عظمتی دست یابد که شاید خود هیدئو نیز هیچ گاه آن را پیش بینی نمی‌کرد!. سرانجام اولین بازی هیدئو که Metal Gear نام داشت در سال ۱۹۸۷ برای MSX2 منتشر شدMG. روایتگر داستان سربازی شکست ناپذیر به نام Solid Snake بود که به منظور متوقف کردن نسل جدیدی از تانک‌های مجهز به سلاح‌های اتمی به نام  Metal Gear به منطقه‌ای به نام Outer Heaven  اعظام می‌شود.  MG در زمان خود اولین بازی بود که به جای رویارویی مستقیم با دشمنان بر مخفی کاری و انجام ماموریت‌ها بدون راه انداختن سر و صدای زیاد تاکید داشت. نکته جالب در مورد این عنوان این بود که بسیاری از المان‌هایی که امروزه به بخشی جدا ناپذیر و مشخصه بارز سری MGS تبدیل شده‌اند برای اولین بار در MG معرفی شدند، مانند ارتباط بیسیم!.MG که اولین عنوان شخصی هیدئو بود به خوبی نمایانگر دلمشغولی‌ها و علاقه مفرط او به سینما بود به طوری که اکثر المان‌های به کار گرفته شده در آن الهام گرفته از آثار معروف سینمایی و فیلم‌های مورد علاقه خود هیدئو بود. به عنوان مثال ایده مخفی کاری در بازی از فیلم "فرار بزرگ"، نام اسنیک از فیلم "فرار از نیویورک" و طرح کاور بازی از استیل معروف مایکل بین در ترمیناتور ۱ الهام گرفته شده بود. حتی چهره رییس آخر بازی، Big Boss، دقیقا از روی چهره هنرپیشه معروف سینما، شون کانری (جیمر باند) ، طراحی شده بود. او دیگر در ونامی دستش باز گذاشته شد. در سال ۱۹۸۸ بازی Snatcher را که در مورد جنگ سرد بود منتشر کرد و باز هم خوش درخشید. بعد از عنوان رباینده در سال ۱۹۹۰ بار دیگر سراغ بازی Mg رفت و نسخه دوم آنرا با نام Solid Snake منتشر کرد. در سال ۱۹۹۴ هیدئو با ساخت عنوانی دیگر توانست بار دیگر مهارت خود در بازی سازی را به همگان اثبات کند. این بازی که Policenauts نام داشت و همانند LW نامش از دو کلمه Police و Astronauts فضانورد مشتق شده بود، داستان پلیس فضایی به نام Jonathan Ingram بود که پس از ۲۵ سال غیبت بار دیگر به زمین بازگشته و به عنوان یک کاراگاه خصوصی بر روی زمین مشغول به کار می‌شود.

اما اگر نقطه اوج کارهای او را بخواهیم بدانیم که کی بوده است و یا حتی از خود بپرسید حتما به سال ۱۹۹۸ اشاره خواهد کرد. او اینبار با ورود کنسولهای نسل جدید و تکنولوژی بهتر توانست تمامی ایده های درونی ذهن خود را در مورد مخفی کاری با عنوان Metal Gear Solid به نمایش بگذارد. صحنه های سینمایی طولانی و تم سینمایی بازی و داستان سنگین و پر ابهام بازی اینقدر زیبا از کار درآمد که همگان متحیر مانده بودند. هیدئو اینبار با ترکیب داستانی پیچیده و جذاب، شخصیت پردازی‌های بی عیب و نقص و مثال زدنی با گیم‌پلی عالی موفق به خلق یک بازی زیبای دیگر برای کنسول Playstation شد و توانست جایگاه خود را به عنوان یک بازیساز جادویی در سطح جهانی تثبیت کند.

Hideo+Kojima+Spike+TV+2011+Video+Game+Awards+e3ivTZLCeqdl

بعد از موفقیت کم نظیر MGS هیدئو کار بر روی شماره دوم بازی برای کنسول بعدی شرکت Sony یعنی Playstation 2 را آغاز نمود اما در این فاصله کار بر روی عنوانی جدید به نام Zone of the Enders برای کنسول PS2 را آغاز کرده و آن را در سال ۲۰۰۱ منتشر نمود. این بازی که بر خلاف آثار قبلی هیدئو به جنگ و مساول بعد از آن هیچ ارتباطی نداشت و در رابطه با ربات‌های معروف ۱۸ متری ژاپن یعنی Gundam ها بود. این عنوان نیز به همراه مجموعه آنامی‌هایی که بر اساس آن ساخته شد توانست محبوبیتی وحشتناک در ژاپن و دیگر کشور‌ها بدست آورد.

بعد از عرضه موفق ZotE و در اواخر سال ۲۰۰۱ شماره دوم سری MGS با نام MGS2: Sons of Liberty برای کنسول PS2 منتشر شد. این بازی با فروش استثنایی خود توانست از همان ابتدا موفقیت کنسول PS2 را تضمین کند. داستان و شخصیت پردازی های MGS2 به قدری عمیق و فلسفی بود که باعث شد هیدئو در میان ۱۰ کارگردان برتر سال ۲۰۰۲ از نگاه     Newsweek   قرار گیرد! او دیگر تصمیم نداشت به سراغ متال برود تا اینکه با درخواستهای زیاد مردم و به ویژه میاموتو روبه رو شد برای همین مشغول به کار شد. با تلاش فراوان هیدئو و یارانش شماره سوم سری MGS با نام Metal Gear Solid3:Snake Eater منتشر شده و برگی دیگر از دفتر افتخارات هیدئو ورق ‌خورد. MGS3 که اینبار روایت گر داستان پدر اسنیک، Big Boss  بود. پس از مدتی باز او اعلام کرد دیگر متال نخواهد ساخت اما او و تیمش با نام Kojima Production بار دیگر بازشگتند تا سری متال گیر را به اصطلاح با نسخه چهارم پایان دهند. نام نسخه چهارم The Guns Of The Patriots بود که برای Ps3 منتشر شد. بازی امتیاز کامل ۱۰ از ۱۰ از سایت بسیار سخت گیر گیم اسپات را گرفت و برگ برنده بزرگی برای وی و کونامی بود. به قدری این بازی منسجم و زیبا کار شده بود که واقعا حس دیدن یک فیلم سینمایی آن هم از نوع درجه یکش به آدم دست میدهد. موسیقی بی نظیر و گرافیکی چشم نواز و یک گیم پلی ناب و حرفه ای در دسترس بازیبازان قرار گرفت.

باز بعد از آن متال بود که دیگر قصد نداشت ادامه اش را بسازد ولی بعد از آن نسخه ای برای Psp و همینطور عنوان Revegeance را منتشر کرد. نسخه ای با نام Ground Zeroas چند وقت دیگر برای کنسولهای نسل هفتم و هشتم منتشر خواهد شد و او به طور کامل روی پروژه MGS 5 کار میکند که قرار است با کمی تاخیر حتی روی پلتفرم پی سی نیز منتشر شود و باید گفت یک جهش بزرگ برای صنعت بازیسازی خواهد بود. شاید گفتن اینکه دیگر متال نمیسازم یک نوع ناز کردن از طرف او و ناز خریدن از طرف مخاطبین بوده است,مثل همان گفته میکامی که گفته بود اویل۴ برای کنسول سونی نخواهد آمد ولی بعد از مدتی آمد او حتی گفته بود اگر سرم برود نخواهد آمد که هنوز که هنوزه سرش روی تنش هست و اویل روی کنسول سونی! به هرحال اینها گفته های تیزهوشانه از افراد تیزهوش دنیای بازیها است.

آنچه که از کوجیما میتوان بر زبان آورد این است که او یک کارگردان بزگ نه تنها برای ساختن بازی برای سرگرمی است بلکه او یک انسان معناگرا و اندیشمند است. بازیهای او رنگ و یوی ارزشی دارند ومملو از ایهام ها و استعارات و کنایات هستند. وجود همچین افرادی در صنعت بازیسازی واقعا یک نعمت ارزشمند است. تا چند وقت دیگر عنوان Ground Zeroas زیر نظر او منتشر خواهد شد و عنوان اصلی دیگری که وی کاملا روی او احاطه دارد یعنی MGS5 برای سالیان بعد منتشر خواهد شد.

باید به سرزمین آفتاب به خاطر تربیت چنین افراد ارزشمند و اندیشمندی تبریک گفت.

هومن محمدزاده

مدیریت وب سایت میهن گیم

شما ممکن است این را هم بپسندید

۳ پاسخ‌ها

  1. دانیال گفت:

    ممنون فرشید جان مقاله خیلی عالی بود :yes: :yes:
    فقط پشته کاره این کوجیما منو کشته ! :-D 8-)

  2. یک شخصیت فوق العادست.واقعا MGS هم یک شاهکار به تمام عیاره در سبک مخفی کاری.ممنون بابت مقاله

  3. mohsen گفت:

    ممنون مقاله خیلی عالی بود :yes:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *